153علامه فيوى در كتاب «مصباح المنير» تقيه را اسم براى فعل «وقى» و به معناى حفظ كردن دانسته است. وى مىنويسد:
«وقاه اللّٰه السوء يقيه وقاية بالكسر حفظه. . . والتقية والتقوى اسم منه والتاء مبدلة مِن واو والأصل وَقوى من وقيت» . 1ابن اثير تقيه را از فعل «وقى» و به معناى پوشاندن و مصونكردن دانسته است:
«وقا فوقى أحدكم وجهه النار وقيت الشيء اقيه اذا صنته وسترته عن الأذى. . . و منه الحديث على كنا اذا احمرّ البأس اتقينا برسول اللّٰه صلّىاللّٰه عليه وآله أي جعلناه وقاية لنا مِنَالعدوّ» . 2صاحب «قاموس قرآن» به نقل از راغب، آورده استكه: فعل «وقى» به معناى حفظ است:
«وَقىٰ وِقٰاية و وقاءً، حفظ شىء است از آنچه اذيت و ضرر مىرساند.» 3جمعبندى
از مجموع آنچه از اهل لغت آورديم، روشن مىشود كه آنان در مفهوم تقيه اختلاف نظريه ندارند و در معناى تحفظ و مصونيت و مرادف آن براى تقيه همعقيدهاند.
ب - تعريف تقيه در اصطلاح فقها
در فقه براى تقيه تعريفهاى گوناگون شده است؛ در اينجا دو تعريف را از فقهاى صدر اول و فقهاى متأخر مىآوريم:
شيخ مفيد در تعريف تقيه مىنويسد:
«تقيه مخفى كردن حق و پوشاندن عقيدۀ حق است و نيز مخفىكارى و ترك آشكارسازى با مخالف در مورد چيزهاى است كه ضرر دينى و يا دنيايى را درپى دارد.» 4