148شنيد. از بيم جانِ فرزندش، سرآسيمه دويد كه اسماعيل را ديد با آبى كه از زير گونهاش جوشيده بازى مىكند و برخى گويند اين آب از زير پاى اسماعيل جوشيد.
7 - گفتار مقدسى
مطهّر بن طاهر مقدسى نيز در چگونگى جوشش آب زمزم به اقوال مذكور اشاره دارد؛ از جمله مىنويسد:
«قالوا وفحص اسماعيل برِجْلِهِ الارض فنبع الماء من تحت عقبه وقيل بل أتاه جبرئيل فركضه ركضة فار منه الماء. . .» 1
«گويند اسماعيل با پاى خود بر زمين ساييد كه بر اثر آن آب از زير پاشنۀ پاى او آب جوشيدن گرفت. و نيز گويند: اين از ضربت جبرئيل بود كه بر زمين كشيد و آب فوران كرد.»
تحليل نهايى بحث:
اين بود گزيدهاى از آنچه دربارۀ زمزم و عامل جوشش آن در كلام مفسّران و مورّخان و منابع روايى و تاريخى آمده است. در تحليل نهايى بايد به چند نكته توجّه داشت:
الف: حوادثى از اين قبيل؛ از جمله خوارق عادات است كه در سرگذشت پيامبران و اولياى خدا بسيار رخ مىدهد و چيزى دور از دانش و خرد نيست و تجاربى است كه به تواتر در سيرۀ صالحان و برگزيدگان خدا اتّفاق افتاده است. بسيارى از اين موارد را قرآن كريم آورده است؛ از قبيل:
توفان نوح، ناقۀ صالح، اژدها شدن عصاى موسى، تولّد عيسى بدون پدر و نبوّت او و سخن گفتنش در گهواره و شفا دادن كوران و بينا شدن ديدگان يعقوب با پيراهن يوسف، و فرزنددار شدن ساره همسر ابراهيم (در سن نود سالگى) و نظاير اينها نيز از سيرۀ پيامبر صلى الله عليه و آله و امامان معصوم بسيار و به تواتر نقل شده است و منابع روايى و تاريخى بر اين حقيقت گواهى مىدهد. بنابر اين اگر از زمين خشك و سوزان، چشمۀ آبى بجوشد بىآنكه وسائل و عوامل عادى در آن دخالت داشته باشد، امرى بعيد و دور از عقل نيست. چه، هرگاه خدا اراده چيزى كند بىچون و چرا تحقّق خواهد يافت؛ إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ 2و در اين امر علل و اسباب را نيز خود فراهم مىآورد. گاه اسباب و علل عادى است و گاه غير عادى.
به طور خلاصه، خداوند اراده كرده است كه چشمۀ زمزم پديد آيد و چنين