110طراز (كمربند) جامۀ كعبه
اگر نوشتههاى تاريخ نگاران را، كه در اين باره نگاشتهاند، بررسى كنيم، به آگاهىهاى تقريباً گستردهاى دست مىيابيم. يكى از آنان فاسى است. وى در «عقد الفريد» به نقل از ابن عبد ربّه (متوفّاى سال 349ه. ق.) جامۀ كعبه را توصيف نموده و از زمان قرار داده شدن آن بر كعبه نيز ياد كرده است. گفتۀ او چنين است:
«. . . هنگامى كه حاجيان در روز نحر (عيد قربان) از احرام خارج شدند، كعبه نيز از احرام خارج گرديد و در اين حال به وسيلۀ جامهاى از ديباج 1سرخ خراسانى، كه بر آن دايرههايى است مكتوب و درون آنها حمد پروردگار و ثنا و تكبير و تعظيم او نقش بسته است، پوشانيده شد. اين جامه تا سال آينده همچنان بر روى كعبه قرار دارد و در آن هنگام، دوباره به وسيلۀ جامۀ توصيف شده، تغيير مىيابد.» 2از گفتۀ ابن عبد ربّه چنين برداشت مىشود كه جامۀ دوران او (عصر عبّاسى دوم) از ديباج سرخ بوده كه دايرههايى از نوشتهها با عبارتهاى حمد و ثنا و تكبير و تعظيم بارى تعالى داشته است. آيا مىتوان گفت كه منظور از دايرههاى نوشته شده همان كمربند بوده است؟ ممكن است چنين باشد و شايد اين دايرهها به صورت كمربند كنونى نبوده، ليكن در هر صورت نشان دهندۀ آن است كه در آن هنگام در برخى از قسمتهاى جامه، نوشتههايى وجود داشته كه با گذشت زمان كم كم در اين زمينه پيشرفتها و خلّاقيّتهاى نوينى به كار رفته و در پايان به صورت كمربند كنونى در آمده است.
گفتنى است كه پس از اين دوران، در ميان گفتههاى تاريخ نگاران، به واژۀ «دايرهها» يا «حلقهها» برخورد نمىكنيم و تنها پس از گذشت يكصد سال تقريباً از دوران ابن عبدربّه است كه اشارۀ ديگرى به وجود كمربند بر روى جامۀ كعبه شده است.
در اين اشاره، تصريح به نام آن نگرديده است.
در فاصلۀ ميان سالهاى 437 تا 444ه. ق. ناصر خسرو جامۀ كعبه مشرّفه را از نزديك ديده و در سفرنامۀ خود آن را اينگونه توصيف كرده است:
«. . . امّا جامه به رنگ سپيد رگهدار (مخطط) بوده كه بر روى آن دو نوار به عرض يك ذراع قرار داشت. ارتفاع جامه ميان دو نوار ياد شده ده ذراع بوده به طورى كه قسمتهاى زبرين و زيرين دو