164
راز عشق
كعبه اى مأمن عشق اللّٰه
ياد تو خاطره بسم اللّٰه
رهروان گرد تو پرواز كنند
تا كه خود را به تو دمساز كنند
همه لبيك كنان در حركت
تا بيابند ز هستى بركت
اشك ريزان به تو مىانديشند
اين چه حالى است؟ كه دور از خويشند
از كنار حَجَر 1آغاز سلام
بعد از آن ركن يمانى به تمام
ركن غربى و عراقى در پيش
در همين حال فراغم از خويش
فارغم از خود و دنياى خودم
غرق در خاطر و رؤياى خودم
اى خدا كعبه دل جاى تواست
روح و جانم همه مأواى تواست
هفت دور ملكوتى است طواف
كه كند هر كسى با خويش مصاف
جنگ با خويش جهاد كبرى است
اين براى همه كس بس اولى است
از صفا ره به سوى مروه برى
گويى از بودن خود بىخبرى
بازگردى زره مروه دگر
به صفا مىبرى ره بار دگر
هفت بارت شده اين ره تكرار