127«من تنها طواف كردم» ، مقصود او فهمانيدن كثرت اجر و مثوبات طواف كردن تنها است، واقعاً طواف يك عبادت مخصوصهاى است كه اگر شخص بيت اكرم را تنها طواف كند؛ مانند اين است كه طواف عموم موحّدين را ايفا (الغا) كرده است، و كثرت ثواب آن انكار نمىشود. تنهايى حرم شريف مخصوص بنىبشر بوده والاحرم (مسجدالحرام) از ازدحام ملائكۀ كرام و اولياى ذوى الاحترام - كه مراتب جليله طىّ زمان و مكان را حائز هستند - واز توارد 1اجسام لطيفه، هيچ دقيقهاى خالى نيست.
اين حالت در ظاهر، برخلاف عادات و اعتقادات اهل استدلال بوده، و براى اينكه به عبادت جليلۀ طوافِ منفرد مُظهر 2شوند، اشخاص زياد، براى اين كه مكّۀ شريف را تنها زيارت كنند، عمرهاى خود را وقف نمودهاند.
چون در انواع عبادات و اقسام طاعات الهيّه، غير از طواف كردن بيت اللّٰه، عبادت بىاشتراك نيست، لهذا هر كس كعبۀ معظمه را تنها طواف كند، در حسب ظاهر مانند آن است كه حضرت حق را بىشريك عبادت نموده است. . .
بقعۀ مشرفۀ كعبۀ معظمه را نه تنها انسانها، بلكه حيوانها نيز طواف كرده، علاوه بر اينها موافق آداب مشروحه رفتار و حركت مىنمايند.
«امام ازرقى» در تاريخ سليس خود، كه دائر به احوال مكّه [ است ] مىنويسد:
براى اثبات اين فقره، از كسانى كه ديدهاند روايت كرده طواف نمودن يك مرغ را، در يك صورت بسيار غريب، [ وآن را ] به طور آتى نقل و حكايت مىكند:
طواف يك مرغ بيت معظّم را
مشارٌ اليه گويد: روز يكشنبه بيست و هفتم ذىقعده، سال دويست و بيست و ششم هجرت، على السّحر [ و ] هنگامى كه حجّاج بيت شريف را زيارت مىكردند، يك مرغى به هيئت عجيب، به طريق «اجياد صغير» 3با طلوع شمس به حرم شريف مسجدالحرام آمده، در يكى از قناديل 4زمزم شريف، كه در ميان «مقام ابراهيم» و «حجر اسماعيل» واقع است، نشسته و مدّت طويلى اقامت كرد. گمان دارم كه از مرغهاى دريا بوده است، بعد از آن پريده در روى كعبۀ معظّمه، در محلّى كه ميان «ركن يمانى» و «حجر الاسود» بود نشست، و ليكن به «حجر الاسود» نزديكتر بود.
بالهاى اين مرغ، رنگ قرمز مخلوط به سياه بود. گردن و پاها و منقار او طولانى و