91ديگران را با خود همراه داشتند كه سيصد شتر بود.»5 و اينجاست كه نتيجه مىگيريم شمار آنها نيز در حدّ آمار بنى قينقاع يا بنى قريظه بوده است.
معروف است كه بيرون راندن بنىنضير قبل از خندق خاتمه يافت كه تعداد مسلمانان در آن زمان حدود سه هزار نفر بود.6 هنگامى كه پيامبر بنى نضير را محاصره كرد، عبداللّٰهبن اُبىّ به آنها پيغام داد با دو هزار نفر از مردانش، داخل قلعههاى بنى نضير شده به آنها كمك و يارى خواهد كرد7 گويا عبداللّٰه بن اُبىّ با اين كار مىخواست بين دو نيرو توازن ايجاد كند تا قدرت مسلمانانى كه به سه هزار جنگجو مىرسيد تعديل يابد.
از بقيه يهوديان، غير از اين كه بيش از ده و اندى قبيله بودند، چيز ديگرى نمىدانيم.8 خوب است اين سخن را بر خود تحميل نكنيم كه اجتماعات يهود در يثرب در آن زمان، بيش از اين تعداد بوده، صرفاً در وجود سه اجتماع قبيلهاى بزرگ؛ بنى قينقاع، بنى نضير و بنى قريظه پديدار شده بودند، مگر اين كه بعيد ندانيم كه هدف آنان اظهار زيادى گروههايشان بوده است و اين كه خواستهاند خود را گروههاى مختلف نشان دهند و فقط به بنى قريظه يا بنى قينقاع يا بنى نضير كه كارشان در مدينه در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله خاتمه يافت خلاصه نمىشوند. آنچه به اين سخن مهر تأييد مىزند، ورود بسيارى از يهوديان در دين اسلام است كه كاملاً در اجتماع مدينه ذوب شدند و جزئى از نيرو و تركيب آن شدند. به خصوص نبايد بعيد دانست كه مخاطب پيمان نامه كه پيامبر بعد از هجرتش نوشت و تعدادى از يهود را ذكر كرد، تعداد زيادى از عشيرههاى منسوب به اوس و خزرج بودند كه به همراه مؤمنان از امّت شمرده مىشدند.9
يهود در منطقۀ خاصى از يثرب فرود نيامدند بلكه در آن شهر پراكنده شدند.
سمهودى از ابن زباله دربارۀ سكونت يهود در مدينه چنين نقل كرده كه همۀ آنها در زهره بودند و زهره بزرگترين دهكدۀ مدينه به شمار مىرفت؛ از آن جمله بود بنى ثعلبه و اهل زهره، قبيلهاى كه فطيون پادشاهشان بود و قلعههايشان به هنگام پايين آمدن از حره، كنار راه عُريض قرار داشت.10 به همين شكل بيشتر يهود در يثرب، در مجتمع سيول، در يك مايلى زغابه فرود آمدند،11 جز يهود يثرب كه از بين رفتند و كسى از آنها باقى نماند.12
بنى نضير در وادى مذينب، در عاليه