99بائده، از فرزندان ار فخشذبن يقطن بن عابر بن شالخ بن ارفخشذ، از عموزادههاى جرهم و حضرموت و سلف بودند.
سرزمين حضورا در رس بود و آنها كافر بودند و بت مىپرستيدند. از ميان خودشان پيامبرى به نام شعيب بن ذى مهرع بر انگيخته شد. اما آنها او را تكذيب كردند و مانند ديگر ملّتها هلاك شدند، (ابن خلدون، تاريخ، چاپ قاهره، 1355ه. ج 1، ص 46) و مىنويسد كه:
سرزمين جرهم در يمن بود و آنها به عبرى صحبت مىكردند. در متنى كه ابن خلدون روايت كرده ملاحظه مىشود كه او حضورا را فرزندان حضرموت و جرهم قرار مىدهد، يا اين كه حضورا قبيلهاى بودند كه محلّشان در آنجا محل قبيلۀ جذام جنوبى نيز بود و ذكر شده است كه سرزمين حضورا (رس) در حضرموت بود (جواد، المفصل، ج 1، ص 347) متوفى كه در دست ماست كمك بيشترى در توضيح كافى از جذام و حضورا بيش از اين ارتباط مكانى نمىكند، بعلاوه پيشتر ذكر شد كه بنى قريظه مىپنداشتند از نسل شعيب و از بنى جذام هستند. (ابن حزم، جمهره، ص 334؛ سمهودى، همان منبع، ج 1، ص 162) در جمهره نيز اشارهاى بدون واسطه به خويشاوندى جذام و حضوراً به سبب اجتماع نسبشان در سبأ مىيابيم. پس جذام همان بنى عدى بن حارث بن مرة بن اددبن زيد بن يشجب بن عريب بن زيد بن كهلان بن سبأ هستند (ابن حزم، همان منبع، ص 441 و 418) اما حضورا همان عدى بن ملك بن زيد ابن سهل بن عمروبن قيس بن معاوية بن جشم بن عبد شمس بن وائل بن غوث بن قطن بن عريب بن زهير بن غوث بن اَيم بن هميسع بن حمير بن سبأ مىباشد (ابن حزم، همان منبع، ص 434 - 432) گفته مىشود يمن از حضورا شعيب بن ذى يهدم بود (ابن حزم، همان منبع، 434) سپس مىبينيم جذام و حضورا در سبأ جمع مىشوند كه اسمش عامربن حسنه بن يشجب بن يعرب بن يقطن ابن قحطان بود و در قحطان يمن نيز جمع مىشود. (ابن سعد، طبقات، ج 3، ص 419)
50 - سمهودى: الوفا، ج 1، ص 160
51 - ابن اثير: أسدالغابه، ج 1، ص 69 و 70
52 - بلاذرى: فتوح البلدان، ج1، ص 71؛ زمخشرى، الجباب و الامكنه والمياه، ص 42؛ كلبى، الاصنام، ص 38؛ دارجذام، حوالى أيله بر خليج عقبه است كه از نواحى حجاز مىباشد. در زمان پيامبر وادى شنا از درههاى آن بود (ابن اسحاق، السيره، ج 4، ص 1030 و نيز ابن حزم، همان منبع، ص 412)
53 - ابن اسحاق، منبع قبلى، ج 4، ص 1011؛ ابن حجر، الاصابه، ج 3، ص 213
54 - بلاذرى، مبنع قبلى، ج1، ص 71؛ ابن حجر، همان منبع، ج 3، ص 213
55 - ابن اسحاق، همان منبع، ج 4، ص 1011؛ ابن حجر همان منبع، ج 3، ص 213
56 - ابن اسحاق: همان منبع، ج 4، ص 1011
57 - ابن حجر، الاصابه، ج 1، ص 222
58 - سهيلى، الروض الأنف، ج 2، ص 289
59 - ابن اسحاق، السيره، ج 2، ص 359؛ سمهودى، الوفا، ج 1، ص 279 و 280
60 - ابن حجر، همان منبع، ج 1، ص 201
61 - ابن اسحاق، همان منبع، ج 2، ص 359؛ سهيلى، همان منبع، ج 2، ص 289؛ ابن حجر، همان منبع، ج 1، ص 201 و 202
62 - طبقات، ص 123
63 - سمهودى، الوفا، ج 1، ص 157
64 - طبرى، تاريخ، ج 2، ص 279؛ سمهودى، همان منبع، ج 1، ص 278، 279
65 - طبرى، همان منبع، ج 2، ص 481؛ مطرى، التعريف، ص 19 و 20
66 - ابن خلدون، تاريخ، ج 1، ص 337 (چاپ بولاق، 1284 ه.) جواد، المفصل، ج 6، ص 536