122اسلامى و اساطير و دين مسيحى و. . . به وفور آمده است.
خاقانى علاوه بر ديوان اشعار و قصايد غرّا و غزليات شيرين و عاشقانه، مثنوى «تحفةالعراقين» را به نظر در آورده است. اين مثنوى در شرح مسافرت خاقانى است به عراق عجم و عراقِ عرب و مكّۀ معظّمه و مدينۀ منوّره.
در اين مثنوى بعضى از علما و بزرگان اين نواحى را مدح كرده است.
در مثنوى «تحفة العراقين» از مؤمنان و غازيان نصرت دين، كه در برابر جنگ با كفّار جان را فدا مىكند، با تجليل سخن مىگويد:
صف صف ز غزات نصرت آثار
آن گاه از «جبل الرحمه» و «مزدلفه» و ديگر مواقف و مراسم و مناسك، سخن مىگويد، از جمله در بارۀ «جمره» و «منا» چنين مىگويد:
ز آنجا سوى جمره بركشى راه
سپس مىگويد:
ز آنجا ره مكّه پيش گيرى
* * *
مكّه به مكانت آسمان است
كعبه به محلّ قطب از آن است
خاقانى سپس به همۀ مواقف و مواضع مقدّس و مناسك اشاره مىكند. از جمله مىگويد:
بينى حَجَرش بِلال كردار
ز آنجا گذرت به زمزم افتد
آن گاه به «ناودان زرّين» و «مروه و صفا» و «عمره» اشاره مىكند و دوباره در خطاب به كعبه چنين مىگويد:
اى قطب مراد جان مردان
سپس در اشتياق كعبۀ معظّمه - كه خدايش آباد داراد! - چنين مىگويد:
خاقانى از اين كثيف منزل
خاقانى در همين كتاب (تحفة العراقين) به دنبال وصف مكّه معظّمه به توصيف مدينۀ منوّره و نعت نبىِّ مكرّم صلى الله عليه و آله مىپردازد و مىگويد:
بنياد مدينه سدّ دنياست