72نمىگذاشت و بدينگونه خبر اين حادثه به وسيلۀ يكى از افراد مطلع و معتمد مورد تأييد قرار گرفت.
تأييد ديگر:
در سال بعد (1354ش.) باز هم توفيق تشرف حاصل گرديد و در آن سال از مسائلى كه در مدينه منوره توجه مرا به خود مشغول كرده بود، جريان انتقال پيكر اسماعيل به داخل بقيع و مدفن جديد وى بود. در خارج بقيع هر بينندهاى متوجه مىشد كه از بقعۀ اسماعيل - كه تا سال 1353ش. ( \ 1394ق.) در كنار خيابان و در جوار بقيع قرار داشت ديگر اثرى باقى نمانده است.
اسماعيل در كجا دفن شد؟
در همين سال كنار قبور شهداى حره واقع در بقيع، كه در ميان عوام به «شهداى احد» معروف است، مشغول خواندن زيارت و عرض ارادت و احترام بودم كه متوجه شدم در فاصلۀ چند قدمى، يكى از زيارتنامه خوانهاى بومى، با گروهى از زائران آفريقايى در كنار قبرى ايستاده و با صداى بلند مىخواند: «السلام عليك يا اسماعيل بن الإمام جعفر الصادق. . .» ، به سرعت به طرفش رفتم و دستش را گرفته، گفتم:
«سال قبل كه ما مشرف بوديم قبر اسماعيل را در بيرون بقيع زيارت كرديم شما چطور اين محل را به عنوان قبر وى معرفى مىكنيد؟ ! پاسخ داد: آرى قبر وى قبلاً در همان محل بود ولى در توسعه و زير سازى خيابان، پيكر او را سالم يافتند و به همين محلّ منتقل و در اينجا دفن نمودند.
در اطراف قبر جديد اسماعيل قطعه سنگهاى بزرگى نصب شده بود و آن را از ساير قبور مشخص و متمايز مىساخت و محل دقيق آن در سمت شرقى قبور شهدا، به طرف قبر حليمۀ سعديه و دقيقاً به فاصلۀ ده قدم معمولى - 10 متر - است و بعد از آن سالها مشخصمورد توجه و محل دعا و زيارت افراد با اطلاع بوده است ليكن متأسفانه اخيراً در اثر جابجا شدن قطعه سنگها و ايجاد پيادهرو ميان اين قبر و قبور شهدا و از بين رفتن نشانههاى موجود، اين نگرانى وجود دارد كه مانند قبور شخصيتها و بزرگان ديگر، به طور كلى فراموشاز خاطرهها محو شود!
به هر حال وجود اين قبر دليل روشنى بر صحت جريان و حاكى از كشف شدن پيكر جناب اسماعيل بطور سالم است؛ زيرا با بينش خاصى كه علماى وهابى