52قربانى در منا دلالت دارد بر وجوب اين قبيل قربانىها و ادلّۀ حرمتِ اسراف دلالت مىكند بر حرمت آنها. چه كسى گفته تقدم با ادلّۀ وجوب قربانى در منا است. افزون بر اين كه در وضع فعلى دعايت شرطيت منا در هيچ صورتى ممكن نيست، در حقيقت، امر داير است ميان قربانى در وادى محسّر كه نه رعايت شرطيت منا شده و نه رعايت مصرف گوشت و قربانى در وطن كه تنها شرطيّت منا مقصود است امّا مصرف آن كاملاً رعايت مىشود. طبيعى است كه راه دوّم محذور كمترى دارد و بايد رعايت شود.
مرحوم آيتاللّٰه خوئى، مسألۀ فوق را از مسائل مستحدثه شمرده و در صورتى كه تعذر ذبح در منا تا آخر ذىحجه ادامه داشته باشد، شرطيّت ذبح در منا را ساقط دانسته و فرموده است: هر جا كه بخواهد مىتواند قربانى كند.
آية اللّٰه خويى براى اثبات مدعاى خود اين گونه استدلال كرده است:
«كتاب و سنت به اتفاق دلالت مىنمايند بر اصل وجوب هدى. ما به دليل روايات متعددى كه دلالت بر وجوب ذبح در منا داشت، اطلاقات را مقيد كرديم به منا.
ليكن ادلّۀ مقيد ما اطلاق ندارد و دلالت نمىكنند بر تقييد مطلق بلكه دلالت دارند بر اصل تقييد به طور اجمال. حال كه عمل به اين ادلّه متعذر است و قيد «منا» متعذر است مرجع اطلاقات، ادلهاى است كه دلالت مىكند بر اصل وجوب ذبح و مقتضاى اين اطلاقات جواز ذبح است در هر جايى كه باشد.» 1بيان فوق به صورت فنى راه حل پيشنهادى را تقويت مىنمايد.
بررسى
اكثر دلايل اين راه حل، قابل مناقشه است كه اينك يكايك آنها را مىآوريم:
پاسخ دليل اول:
مهمترين دليل راه حل فوق، همان دليل اوّل است كه از جهات گوناگون قابل نقد است و در حقيقت اين دليل مبتنى بر پيش فرضهايى است كه هيچكدام تمام نيست؛ زيرا:
اولاً: مبتنى بر اين است كه هيچ يك از قربانگاههاى فعلى در «منا» نباشد يا اگر هست ذبح در آن قربانگاهها عسر و حرج يا منع قانونى داشته باشد و اين امر ثابت نيست و طبق اظهار نظر بعضى از افراد مطّلع، هنوز در خود منا مذبحهايى هست كه بدون هيچ مشكل تعدادى مىتوانند در آنجا