31سرانجام روزگار معاويه فرا رسيد و همانگونه كه در حديث نبوى آمده بود، بوزينگان بر منبر رسول خدا بالا رفتند و سفّاكان ديكتاتور بر مسند رهبرى نشستند و چه بدعتها كه در دين خدا نهادند، چه خونها كه از صالحان و آزاد مردان و بىگناهان بر خاك ريختند و چه حريم و حرمتها را، حتى در حرمين شريفين، از اسلام و ناموس مسلمانان هتك كردند و با اعمال جابرانه و هوسرانى و سفّاكى روى ديگر جبّاران تاريخ را سفيد كردند، اموال مسلمين را تاراج و در قصور افسانهاى، صرفِ دلقكها و جيرهخواران كردند و دين فروشان را خريدند و راويان و محدّثان را به حديث گرفتند و محرابها و منبرها را ابزار ساختند و جناياتى كه قلم از شرح و بيانش عاجز است مرتكب شدند. بيشترين كوشش اين حاكمان نفاقپيشه و حق ستيز كه قلبهايشان از كينههاى جاهليّت آكنده بود تحريف حقايق و ارائۀ چهرۀ ناپسند از اسلام ناب محمّدى و طلايهداران ولايت، اميرالمؤمنين - ع - و فرزندان پاك او بود. در اين ميان انواع فشارها و شكنجهها متوجّه كسانى بود كه امامت و ولايت اولاد پيامبر را پذيرفته و از آن دفاع مىكردند. اينان جانشان در مخاطره بود، خانههايشان ويران مىشد و حيثيت و آبرويشان هتك مىگرديد و در زندانهاى مخوف اموى و عباسى شكنجه و زنده به گور مىشدند و چوبههاى دار ناظر پيكرهاى بىجان آنان بود. بزرگترين جُرم نابخشودنى در اين مقاطع سياه تاريخى در ذكر منقبت و بيان فضيلتى از امير المؤمنين على - عليه الصلاة والسلام - و فرزندان و خاندانش و دفاع از امامت و خلافت آنان بود؛ يعنى همان چيزى كه رسول گرامى - ص - از آغاز بعثت تا آخرين لحظات حيات بر آن تأكيد فرمودند و در حجةالوداع با حضور جمعيت انبوه زائران خانۀ خدا، آن را مورد تأكيد مجدد قرار دادند.
رسالت امامان معصوم - عليهم السلام - در اين روزهاى تاريك و پر فتنه؛ بسيار سنگين و در عين حال پيچيده بود.
عرصۀ اين رسالت از مجالس درس، تا ميدان شهادت و قعر زندانها و تبعيد و اسارت كشيده مىشد؛ يكى از اين مقاطع تاريخى، دوران سياه معاويه بود. او زر و زور و حيله و نيرنگ را براى مقاصد شوم خود به خدمت گرفته و از جهل و نادانى و بىخبرى مردم شام و اختناق حاكم بر ساير بلاد بهره مىجست و راويان دين فروش روايات مجعول به پيامبر - ص -