129
خوشى مى گفت اگر نگشايىام در
اتّكا به اعمال و بزرگداشت آنها در نظر عطّار كارى عبث و بيهوده است.
عطّار در همين زمينه داستانى نقل مى كند كه وقتى كسىصادقانه چهل حجّ پيادۀ خود را به يك نان فروخت و آن نان را هم به سگى داد، پيرى او را مورد ملامت قرار داد كه تو كارى نكردى و براى حجّ خودت ارزش زيادى قائل شدى تو چهل حجّ را به نانى فروختى جدّت آدم بهشت رابه گندمى بفروخت:
توكل كردۀ كار او فتاده
كه چل حجّ پياده كرده ام من
مكّه و مسجد الحرام و كعبه، خانۀ امن الهى هستند امّا گاهى افراد شيّادى پيدا مىشوند كه حتّى در جوار كعبه به دزدى و كلاهبردارى دست مىزنند. عطار در اسرارنامه