82و شش تن ديگر از احفاد و فرزندزادگان اين «ابوالشهدا» مىباشد.
سخن آخر اين كه: اين سه مقالۀ مسلسل، نگاهى گذرا بود به شخصيت معنوى عقيل بن ابيطالب و نوعى دفاع از مظلوميت وى و در آن پيرامون اين مطالب به بحث پرداختيم: «نگاهى به او در زمان رسول خدا - ص -» ، «نگاهى به او بعنوان يك محدث» ، «نظرى به تاريخ صحيح اسلام و هجرت او» ، «نگاهى به تاريخ صحيح سفر او به شام و انگيزۀ اين سفر» ، و اين كه: او «چرا از معاويه وجهى پذيرفت؟» ، «نگاهى گذرا به نامههاى او به امير مؤمنان و به سخنان او به هنگام تبعيد ابوذر» ، «نظرى به مانع اصلى او از حضور در جنگها و به عهده گرفتن مهمترين خدمت نسبت به امير مؤمنان - ع -» صحنۀ جنگ و بالأخره «نگاهى به دوازده تن شهيد از اولاد عقيل در حادثۀ عاشورا و قبر شريف و گنبد و بارگاه او در بقيع» و مطالب ديگر.
و در پرتو اين نگاه، نگاه ديگرى داشتيم بر تحريفها و مطالب جعلى و بىاساس كه بر ابعاد مختلف زندگى عقيل سايه افكنده و حقايق را در هالهاى از اوهام قرار داده است و اين اوهام و تحريفات به كتب تاريخ و تراجم راه يافته و به نويسندگان امروز سرايت كرده است.
ما معتقديم اين بحث دسترسى به منابع گستردهتر و فرصت بيشترى را مىطلبد ولى «كُلّ ما لا يدرك كلّه لا يُترك جُلُّه.»