165مكّه شديم.
مخفى نماناد كه از كويت تا مكه را مىتوان با ماشينهاى لارى در عرض شش روز به خوبى طى كرد بلكه اگر راه شوسه بود سه روزه هم ممكن بود، چون تقريباً در حدود چهارصد فرسخ زيادتر نيست.
مكه
مكه شهرى است واقع در شعاب و درههاى كوه و زمين مستوى در آن كمتر است.
عمارتهاى آن سه طبقه، چهار طبقه تا هفت طبقه است. عمارتى كه داراى فضا و عرصه باشد در مكه كم است. هواى مكه گرم و كثيف است. آب مكه غير از آب زمزم كه براى تبرك بايد خورد همانا قناتى است كه زبيده خاتون زوجۀ هارونالرشيد از طائف به مكه آورده و حقيقتاً خدمت بزرگى به اهل مكه و عابرين و زائرين بيتاللّٰه نموده است؛ آب شيرين، زلال و گوارايى است و در تمام شوارع و محلات و مساجد و حمام و مدارس بلكه بعضى از خانهها به وسيلۀ لوله جارى است. بناهاى مكه از سنگ و چوب و آهن و گچ ساخته شده. آجر كم است و خشت خام ابداً در كار نيست. لوازم زندگانى اهل مكه از مأكول و ملبوس و مركوب و غيرها تمام بايد از خارج بيايد و در عين حال از لطف الهى هرچه انسان بخواهد در مكه موجود است. مكه پايتخت و عاصمۀ حجاز و نجد و ملحقات آن است و محلّ سكه زدن پول و مجلس شورا نيز در مكه است. اهل مكه شافعى مذهبند. مذاهب ديگر در آنجا كم است؛ مخصوصاً تشيع، بلكه شيعه در نهايت تقيهاند. مردم مكه از تقلب و دروغ بدشان مىآيد. مسكرات در مكه استعمال نمىشود. زنا و فحشا در مكه نيست و اگر باشد خيلى در خفا است و هرگاه كشف شد شنيديم كه جرم سخت دارد بلكه حبس بر او قائلند اما ساز و غنا هست و از قمار چيزى نفهميديم.
در سابق مىشنيديم كه استعمال دخانيات مطلقاً ممنوع است اما حاليه منع در كار نيست بلكه سيگار از طرف حكومت تمبر خورده در بازار به فروش مىرسد و فراوان هم هست.
حدود اسلامى تا اندازهاى در مكه و مدينه بلكه مملكت سعودى جارى است. جمعه و جماعات و ساير سنن و آداب اسلامى را كاملاً مواظبت مىكنند. موقع نماز، همانطور كه در مسجد جماعت برپا مىشود، در ادارات، حتى قهوهخانه بلكه شرطىخانه نيز جماعت برپاست.