132
خانۀ طامات عمارت مكن
سنايى آنگاه كه در سياست مدن سخن مىگويد خطاب به يكى از اخلاف سلطان محمود غزنوى اينگونه نصيحتش مىكند و كعبۀ واقعى را دل مىداند.
دل مؤمن چو كعبه دان به درست
او در حديقه گفته است:
از در چشم تا به كعبۀ دل
عاشقان را هزار و يك منزل 3
سنايى انسان را به ترك تعلّقات مادّى و تجريد دعوت مىكند و مىگويد: تا وقتى با خود هستى و خود را در نظر دارى، در كعبه نيستى كه در خراباتى:
نيست كن هر چه راه وراى بود
شاعر در حمد و ثناى پروردگار از جمله مىگويد كه خداوند انسان را به كعبۀ دل (جان و روح) دعوت كرده ولى انسانها بيشتر به جنبههاى ظاهرى آن؛ يعنى كعبۀ گِل توجّه دارند.
كعبۀ دل زحق شده منظور
همّت سگ بر استخوان مقصور 5
گفتيم سنايى توفيق زيارت كعبه را يافته است. اين توفيق در سنين جوانى نصيب او شده است و قصيدهاى با مطلع:
گاه آن آمد كه با مردان سوى ميدان شويم
يك ره از ايوان برون آييم و بر كيوان شويم
سروده و در آن اشتياق شديد خود را به كعبه و حجّ بيتاللّٰه نشان داده است. قصيده طولانى است و نقل تمام آن به درازا خواهد كشيد. چند بيت آن را نقل مىكنيم و علاقهمندان را به ديوان سنايى ارجاع مىدهيم. در اين قصيده شور و شوق سنايى و در عين حال مسير حركت و تحمّل مشقّات و مشكلات راه او را مىتوان ديد.
شاعر در ادامۀ قصيده گفته است:
راه بگذاريم و قصد حضرت عالى كنيم