69مشايعت كنندگان، سخنانى مناسب حال ايراد نمودند؛ اولين سخنران اين صحنه امير مؤمنان على - ع - بود كه فرمود:
«يا أباذر انّك غضبت للّٰهانّ القوم خافوك على دنياهم وخفتهم على دينك. . .»
و دوّمين سخنران عقيل بن ابيطالب بود. وى چنين گفت: «ما عسىٰ أن نقول يا أباذر وأنت تعلم انّا نحبّك وأنت تحبّنا فاتّق اللّٰه فانّ التقوى نجاة واصبر فانّ الصبر كرم واعلم انّ استسقالك من الجزع واستبطائك العافية من اليأس فدع اليأس والجزع.» 1
«اباذر! در اين لحظۀ حساس چه مىتوانيم بگوييم، اما بىشك تو مىدانى كه به شدّت ما به تو علاقهمنديم و تو بر ما، اينك در مقابل فشار تبعيد تقوا را پيشۀ خود ساز كه تقوا راه نجات است و صابر و شكيبا باش كه شكيبايى كرامت انسان است. بدان اگر شكيبايى را سخت بيانگارى، دليل بر جزع و احساس زبونى تو است و اگر عافيت را دور از دسترس بدانى، دليل يأس و نوميدى تو است پس يأس و نوميدى و ضعف و زبونى را بخود راه نده.»
اين بود جملات جالب و حماسى عقيل بن ابيطالب در آن شرايط حساس، كه مردم مدينه از ترس مجازات عثمان وتازيانۀ مروان در خانهها خزيدند و يا از پشت بام منازل تماشاگر حركت ابوذر بسوى ربذه بودند. اما عقيل مانند امير مؤمنان و حسنين و عمار نه تنها صحنۀ بدرقه را ترك نكرد كه با سخنانى دلنشين و زيبا ابوذر را براى اقامت در تبعيدگاه تشجيع نمود و او را در اين مبارزه از هر نوع احساس ضعف و تصور يأس و نوميدى برحذر داشت.
مكاتبۀ عقيل با امير مؤمنان على - ع -
يكى از حساسترين فرازهاى معنوى و از مهمترين اسناد فكرى - عقيدتىِ عقيل كه مىتواند مبيّن ديدگاه او نسبت به مقام ولايت و در عين حال روشنگر بعضى از ابهامات در زندگى عقيل (مثل عدم حضور او در جنگهاى امير مؤمنان و ملاقات وى با معاويه!) باشد، مكاتبه و مراسلهاى است كه مياناو واميرمؤمنان - ع - انجام گرفته است.
متن اين مكاتبه در منابع معتبر آمده است؛ از جمله ثقفى (متوفاى 283 ه. ق.) در كتاب الغارات 2متن كامل هر دو نامه را، همچنين ابن قتيبه (متوفاى 276 ه. ق.) - با تفاوت مختصر - 3و ابن ابىالحديد معتزلى در شرح نهج البلاغه 4هر دو نامه را نقل نمودهاند.