165فرزند رسول خدا - ص - نيز برخوردار از قبّه و بارگاه مستقل است.
ساختمانى است در بقيع، گفته مىشود بيتالأحزان است كه درب آن را بستهاند. قبر حليمۀ سعديه، دايۀ رسول خدا و قبرهاى عاتكه و صفيه عمههاى پيامبر هر يك بارگاهى مستقل دارند.
تمامى قبور را زيارت كردم. درب حرم چهار امام - عليهمالسلام - بسته بود؛ در كنار درب مطهر نشستم و پس از گريه و دعا و استغفار، دعاى «يٰا مَنْ تُحَلُّ بِهِ عُقَدُ المَكٰارِهْ. . .» 1را قرائت كردم.
به گنبد و بارگاه حرم ائمۀ بقيع نظر مىكردم، ديدم كه اسامى امامان مدفون در بقيع را بالاى درب ورودى حرم ننوشتهاند! و تنها به اين جمله بسنده كردهاند: «روضة عباس، عمّ الرسول - صلى اللّٰه عليه و آله - و أهل البيت» از بىمهرى و تعصب آنان نسبت به ائمۀ هدى كه فرزندان راستين پيامبرند، تعجب كردم و در حيرت فرو رفتم (ص235) ، و سپس به خانه بازگشتم.
وروديّه براى زيارت!
دو ساعت از ظهر گذشته بود كه يكى از آشنايان خبر آورد درب حرم ائمۀ بقيع را باركردهاند، بار ديگر به سوى بقيع روانه شدم. خدّام حرم! از هر زائر 5 قروش مىگرفتند و راه مىدادند. پول را دادم و وارد شدم؛ 2ضريح بزرگى ديدم كه قبر عباس در آن بود و قبهاى بالاى آن قرار داشت؛ كنار قبر عباس قبۀ ديگرى ديدم كه قبر چهار امام معصوم؛ يعنى حسن بن على، على بن الحسين، محمد بن على الباقر و جعفر بن محمد الصادق - عليهمالسلام - را در آغوش خود داشت، ضريح مقدس را با حضور قلب زيارت كردم و زيارتنامه را از حفظ خواندم. . . به لطف خداى تعالى حال گريه و تضرع يار شد، خدا را بر اين لطف شكر گزاردم، به ذهنم آمد تا از خداى بزرگ بخواهم مرا در اين حال خوش بميراند. . . .
آقاى ملا محمد باقر شوشترى شاگرد مرحوم شيخ انصارى - طاب ثراه - را ديدم كه با صداى بلند زيارت جامعۀ كبيره را مىخواند؛ من نيز پس از فراغ از نماز زيارت، زيارت جامعۀ كبيره را خواندم (ص237) .