139و گرفتار ابهام بود، با اين كه يكى از آنها حرفۀ معلمى را به عهده داشت، آگاهيهاى وى در اين زمينه در سطح نازلى احساس مىشد. علاوه بر اين، وضع ظاهر آنها از فقر و تنگدستى شديدى حكايت مىكرد. پيداست كه استكبار و استدمارِ جهانى در دنياى معاصر - چنانكه در گذشته - هنوز تركتازانه و چموشانه و افسار گسيخته، توسنى خود را در مكيدنِ خون مستضعفان، بويژه مسلمين بىپناه جهان سرسختانه ادامه مىدهد، و بيش از پيش در ربودنِ توان آنها گستاخانه به ستمرانى خود دست مىيازد و ما اين حقيقت را آشكارا در چهرۀ اين سه تن مىخوانديم و با ديدار امثال اينگونه مردم بر مراتب تأثر و فسردگىِ خاطرمان افزوده مىشد كه چرا اينهمه مسلمانانِ جهان به پا نمىخيزند و دمار از استدمارمداران بر نمىآورند، و اين مردمِ معصوم و بىگناه و بىنوا را از يوغ طاعت شيطان بزرگ و كوچك نمىرهانند!
* موريتانى
شش تن از ساداتِ موريتانى در همين روز نزد ما آمدند و اظهار داشتند از سلالۀ رسول اللّٰه - صلى اللّٰه عليه و آله و سلم - مىباشند. آنها در اين ديدار كوتاه، به ما يادآور شدند كه حدود دويست هزار تن از «شرفا \سادات» در ميان مجموع نفوسِ «موريتانى» در اين كشور مقيم هستند.
اين بنده در گزارش سفرى كه به مغرب داشتم در مورد كتابخانهها و نسخههاى خطى «موريتانى» و ممالك ديگر اسلامى، اطلاعاتى را در اختيار علاقهمندانِ به اين دست از مطالب، قرار دادم كه در شمارۀ 55و56 مجلۀ «مقالات و بررسيها» (صفحۀ 143 تا 173) چاپ و منتشر شده است.
گينه
بامدادان روز دوشنبه 4/2/1374 ه. ش. يكى از دانشمندان كشور گينه - كه امام جماعت مسجدى در شهر «بُكَىْ» از شهرهاى گينه بود - به ملاقات ما آمد. وى كه دلباخته و دلدادۀ انقلاب اسلامى و حضرت امام راحل - طيّب اللّٰه رمسه - و مقام معظم رهبرى بود خشم و نفرت زيادى نسبت به صدام در دل داشت. او مىگفت در زمان جنگ تحميلى، همواره دعا مىكردم و از خدا مىخواستم كه صدام در اين جنگ مغلوب، خوار و ذليل گردد؛ چرا