101در سال 1634 ه. حرم تجديد بنا گرديد پادشاه عثمانى سلطان مراد چهارم امرى صادر كرد كه به موجب آن سفر هر ايرانى از شيعيان على - ع - به مكه و يا وارد شدن به مسجدالحرام را منع مىكرد، و اين ممنوعيت تا چندين سال ادامه داشت، ليكن اموالى كه ايرانيان پرداختند بزودى منع آنان را لغو و راه مكه و عرفات را بروى آنان باز نمود.
اما قافلۀ مغرب تا سالهاى متمادى متوقف بود و مغربيان همواره بدون نظم و ترتيب به حج مىآمدند، و رسم بر اين بود كه همواره اميرالحاج مغربيان يكى از نزديكان پادشاه مراكش باشد. اين كاروان به كندى از مغرب به سوى تونس و سپس طرابلس حركت مىكرد و در راه خود حجاج اين مناطق را جمعآورى مىنمود، آنگاه كاروان از ساحل دريا به راه خود تا درنه ادامه مىداد و از آن پس، از كنار ساحل مصر و از اسكندريه به قاهره مىرسيد. به همراه اين كاروان، گروه اندكى از سربازان حركت مىكردند؛ زيرا حجاج مغرب معمولاً به همراه خود اسلحۀ مناسبى حمل مىكردند.
بورخارت در اين كاروان گروهى از عربهاى درّاع، را كه در جنوب شرق كوهستانهاى اطلس زندگى مىكنند ديده است، كه يكى از همين اعراب از بدويان قبيلۀ شلوح بوده است كه در فاصلۀ 20 روز از شهر تمبكتو مسكن دارند. همچنين بورخارت با اين كاروان گروهى از مردمان را ديده است كه از اهالى جزيرۀ جربا بوده و معتقد است از شيعيان على - ع - مىباشند.
به گفتۀ بورخارت، گروهى از اين حجاج معمولاً در قاهره اقامت مىگزيدند و همواره اقامتگاه آنان در كوچهاى است به نام تيلون ( nuolyeT ) و معتقد است كه تعداد حاجيان مغرب در آن سالها بالغ بر دو هزار نفر بوده است.
دربارۀ كاروان اهالى يمن بورخارت مىگويد بيشتر دو كاروان از راه زمين به مكه مىآمده است، يكى از اين دو كاروان؛ كاروان الكبسى نام داشته است كه از صعده حركت كرده و با طى كوهستانها خود را از راه طائف به مكه مىرسانده است. اما كاروان دوّم عبارت بود از مجموعهاى از حجاج يمن و گروهى از ايرانيها و هنديها كه خود را به بندرهاى يمن رسانده بودند، اين كاروان در سال 1803 ه. متوقف شد، گو اين كه يكى از ثروتمندترين كاروانها بشمار مىرفت و همواره مالالتجارۀ فراوانى به همراه