141پاشا به طائف عزيمت نمود و از آنجا به قصد حج به مكه رفت. از نوشتههاى او برمىآيد كه محمد على پاشا نسبت به مسلمان بودن او ترديد داشته ولى در عين حال بدو اجازۀ رفتن به مكه و انجام حج را داده است. او در سفرنامۀ خود، نخست به توصيف حج و كارهايى كه حجگزار پيش از ورود به مكه بايد انجام دهد، مىپردازد. وى دربارۀ لباس احرام مفصل سخن مىگويد و داستان سفر هارون الرشيد و همسرش زبيده به مكه و احرام پوشيدن آنان را نقل مىكند، آنگاه به توصيف مسجدالحرام و طواف و سعى ميان صفا و مروه و زيارت عمره مىپردازد.
بورخارت مىگويد: كعبه از دوران جاهليت نزد اعراب مقدس بوده و مردمان در آن دوران نيز - بمانند الآن - گرد خانۀ طواف مىكردهاند، ليكن با اين تفاوت كه در جاهليت كعبه با 360 بت تزيين شده بود و اعراب براى ابراز دورى خود از گناهان و پليديها مجبور بودند لخت مادر زاد بر گرد اين بتها طواف كنند.
وصف مكه در سفرنامۀ بورخارت:
مكه از زندگى مرفّهى برخوردار بود و وى هرگز راحتى را كه در مكه احساس نمود، در ديگر سفرهاى خود در شهرهاى مشرق زمين ياد ندارد (و اين نشان مىدهد كه مكه در آن دوران از رفاه و آسايش برخوردار بوده است) و وى هرگز خوشى و آسايش دوران اقامت خود در مكه را (با اين كه وى در آن دوران گرفتار ناخوشى بود) فراموش نخواهد كرد، گو اين كه ناخوشى به وى اجازۀ لذت بردن از تمام لذائذ مكه را نداد. او پس از شرح طولانى دربارۀ جايگاه مكه نزد اعراب و نامهاى گوناگون مكه كه عبارتند از: امالقرى، المشرفه، البلد الأمين، به توصيف شهر پرداخته و مىگويد:
شهر فضاى وسيعى را كه طول آن برابر با 1500 قدم مىباشد در برگرفته؛ يعنى از محلۀ الشبيكه تا منتهى اليه مُعلّى. ليكن نام مكه بر مساحت وسيعترى؛ يعنى منطقۀ جرول (مدخل مكه از راه جدّه) تا معابده كه در راه طائف قرار دارد را شامل مىشود، و اين منطقه مساحتى برابر با 3500 قدم را در برمىگيرد. اما كوههايى كه در اين دشت، اعراب بدان نام مكه يا بكه دادهاند، ارتفاعى برابر با 200 تا 500 قدم دارد و همگى خشك و خالى از