128كه به وسيلۀ محقق عراقى دكتر جعفر الخياط از انگليسى به عربى ترجمه و در كتاب «موسوعة العتبات المقدّسه، ج2، قسم مكه از ص250 تا 336» آمده است. از اين رو و با توجه به اهميت و ارزش اين مجموعه و ضرورت آگاهى فارسىزبانان به فارسى ترجمه گرديده است.
اروپاييان در مكه
در بسيارى از منابع غربيان، مكه مورد توجه قرار گرفته است كه اين نشان مىدهد تعدادى از جهانگردان اروپايى و مستشرقين توانستهاند به داخل مكه راه يابند و در دورانهاى گوناگون در مراسم حج شركت جويند، و اين شركت همواره پس از اسلامآوردن واقعى يا صورى آنها رخ مىداده است. گروهى از اين افراد نيز توانستند خاطرات خود را از اين سفر مخاطرهآميز به صورت سفرنامه به زبانهاى گوناگون اروپايى بنويسند.
از نخستين اروپاييان كه از مكه و ساحل غربى حجاز بر درياى سرخ ياد كردهاند، مورخ يونانى ديودورس صقلى 1را مىتوان نام برد. او مىگويد: اين ساحل بندرگاههاى بسيار اندكى دارد؛ زيرا وجود رشته كوههاى ساحلى مانع ايجاد بندرگاه است. اين رشته كوهها از ديدگاه كسانى كه به آنها از داخل كشتى نگاه مىكنند زيبا و رنگارنگ مىآيد و در ميان اين كوهها روستاها و شهرهايى است كه در آنها عربهاى نبطى زندگى مىكنند و سرزمين اين اعراب در امتداد ساحل دريا ادامه دارد و وسعت آن تا اعماق دور از ساحل نيز امتداد مىيابد. در اين سرزمينها شهرهاى پر جمعيتى قرار دارد كه مردمان آن به علت وجود گلههاى بزرگ گوسفند، در رفاه و آسايش به سر مىبردند، ليكن پس از آن كه حاكمان اسكندريه تجارت و كشتىرانى تجارى در درياى سرخ را آزاد كردند، اين مردم اقدام به دزدى دريايى نموده و بسيارى از كشتيها و اموال تجارتى آن را به يغما بردند و بدين گونه تجارت درياى سرخ مختل گرديد. در اين هنگام حاكمان اسكندريه با لشكركشيهاى دريايى خود گوشمالى سختى بدانها دادند.
سپس ديودورس از قومى به نام بيزومينين (Bizomenians) ياد مىكند و مىگويد زندگى اينان از راه شكار حيوانات وحشى مىگذشته است و در سرزمين آنها عبادتگاه مقدسى قرار دارد كه تمامى عربها آن را بزرگ مىدانستهاند.
مورّخ مشهور يونان باستان، هيرودوتس، كه تاريخ خود را در سال 430 قبل از ميلاد