150مىكردند. 1ليكن برخى قبائل قريش و ساكنان مكه، بر اساس پارهاى انديشههاى غلط و با اين كه عرفات را از مشاعر شمرده و وقوف در آن را از اعمالى مىدانستند كه در حج بر اساس دين ابراهيم بايد انجام پذيرد، بدعتهايى را به وجود آوردند و از وقوف در عرفات خوددارى كردند. 2ازرقى مىگويد:
محمد بن جبير بن مطعم از قول پدرش نقل مىكند كه مىگفتهاست: روز عرفه شترم را گم كردم، به جستجوى آن برآمدم، به صحراى عرفات رسيدم و ديدم رسول خدا - ص - آنجا وقوف كردهاند و همراه مردم هستند، گفتم اين مردى قرشى و حمسى است چرا از حرم بيرون آمده است. - قريش خود را احمسى، - حمسى؛ يعنى «كسى كه در آيين خود استوار است» نامگذارى كرده بودند - و معمولاً از حرم بيرون نمىرفتند و مىگفتند ما اهل خداييم و از حرم بيرون نمىرويم و حال آن كه ديگر مردم در عرفات وقوف مىكردند و اين همان قول خداوند است كه فرمان داد: آن را رها كنند و چنين فرمان داده است: «ثم افيضوا مِن حيث افاض الناس» ؛ «پس بازگرديد از آنجا كه بازگشتند مردم.» 3ازرقى افزوده است: حمسىها به جاى عرفات بر كنارۀ حرم و كنار كوه نمره كه در درۀ مأزمين قرار دارد وقوف كرده، شب عرفه را آنجا مىگذراندند و روز عرفه را در منطقۀ اراك كه از بخشهاى كوه نمره است زير سايه وقوف مىكردند و از آنجا به منطقۀ مزدلفه مىرفتند. . . 4سفيان مىگويد: شيطان پيش قريش آمد و به آنان گفت: شما اگر از منطقۀ حرم بيرون رويد اعراب نسبت به حرم بىرغبت مىشوند و بدينگونه آنان را از اين كار بازمىداشت، سفيان همچنين از حُمَيد بن قيس از مجاهد نقل مىكند كه پيامبر - ص - تمام سالهايى را كه در مكه بودند و هنوز هجرت نفرموده بودند، همراه مردم در عرفات وقوف مىكردند و با قريش وقوف نمىفرمودند. 5سعيد بن عبداللّٰه راوندى (م573 ه. ق.) گفته است:
قريش در جاهليت به عرفات نمىآمدند و مىگفتند ما از حرم خارج نمىشويم، آنها روز عرفه و شب عيد را در مشعرالحرام وقوف مىكردند، اما ديگر مردم حجگزار، روز عرفه را در عرفات وقوف داشتند، همانگونه كه ابراهيم و اسماعيل و اسحاق - عليهم صلوات اللّٰه - عمل