112آمده: «ز لطف حيدر صفدر، مهدى كند خروج» عبارت از سال 1062 مىشود.
على فرض عدم صحت اين تطبيق، نبايد مؤلف ما ديرتر از قرن يازدهم باشد.
نويسندۀ رساله - همانگونه كه گذشت - از علماى شيعه اثناعشرى است و چندى از احاديث ائمۀ طاهرين را در رساله خود آورده است. او در يك مورد نيز از كتاب مجمع الفوائد نقل كرده كه بر ما روشن نشد مقصود از آن، چه كتابى، از كدام مؤلفى است. از انتهاى رساله چنين برمىآيد كه رساله خاتمه يافته، اما از شرحى كه مؤلف در آغاز آورده معلوم مىشود كه او قصد نوشتن سفرنامهاى را داشته كه شامل «وقايع و سوانح راه مكه كه از بندر سورت تا مدينه و معاودت باز به بندر مذكور» بشود. اما آنچه در دسترس ما مىباشد، تنها در محدودۀ تاريخ كعبه و مسجدالحرام است و بس. شايد مؤلف كار خويش را تمام نكرده و به مقدار موجود بسنده كرده باشد و محتمل است كه كاتبِ رسالۀ حاضر، تنها همين قسمت را مفيد ديده و استنساخ كرده است. اين احتمال با اين مسأله تقويت مىشود كه مؤلف گفته است رسالۀ خود را در يك مقدمه، سه فصل و يك خاتمه تنظيم كرده اما در كتاب تنها مقدمه و فصل اول (شايد آن هم ناقص) آمده است.
خطاهايى در متن وجود دارد كه بايد از سوى كاتب باشد. آن مقدار را كه متوجه شدهايم در پاورقى بدان اشاره كردهايم، برخى را نيز كه خطا بودن آن كاملاً روشن بوده، صحيح آن را در متن آوردهايم.
تاريخ كعبه و مسجدالحرام
الحمد للّٰهرب العالمين و الصلوة والسلام على خير خلقه محمد و آله أجمعين
اما بعد: چنين گويد افقر عباد اللّٰه الغنى و أحوجهم الى ربّه العلى محمد معصوم بن محمد صالح دماوندى - عفى اللّٰه عن جرائمهما - كه اين رسالهايست در بيان آن كه چرا مكه را «ام القرى» و «كعبه» مىگويند و بيان مساحت طول و عرض آن و بيان منتخبى از ضروريات