84حمزه در دين خود فردى ثابت قدم شد و همواره در كنار پيامبر از چهرههاى درخشان و به يادماندنى اسلام گرديد.
او با پيامبر به مدينه هجرت نمود. باورود به مدينه، ابتدا در اولين مأموريت نظامى شركت جست و به فرماندهى گروه منصوب گرديد.
مأموريت اين گروه كه تعدادشان به سى نفر مىرسيد و همگى از مهاجرين بودند 1حركت به سوى «سيف البحر» 2و خبرگيرى از كاروان تجارى قريش، و فعل و انفعلات دشمن در آن نواحى بود.
پيامبر - ص - پرچم سفيدى را به دست حمزه داد و آنها را روانۀ مأموريت كرد.
حمزه با گروه، عازم منطقه شدند و با كاروان قريش كه به سرپرستى ابوجهل و با همراهى سيصد نفر بود مُصادف شدند. هر دو گروه صف كشيده آمادۀ نبرد شدند.
در اين ميان يكى از بزرگان قريش به نام «مجدى بن عمرو الجُهَنى» - كه با هر دو گروه دوستى داشت - واسطه شد و به قدرى بين دو گروه رفت و آمد كرد كه از شروع جنگ جلوگيرى نمود و با ميانجيگرى او، دو گروه بدون خونريزى از هم جدا شدند. 3
هنوز مدت زيادى از اين واقعه نگذشته بود كه براى دومين بار، حمزه در كنار پيامبر در جنگى به نام غزوۀ «ابواء» يا «ودّان» 4شركت جست.
اين بار هم براى خبرگيرى از نيروهاى قريش، پيامبر با شصت تن از مهاجرين مدينه، عازم محلى به نام أَبواء شدند، پرچم نبرد به دست