81حمزه با تيرو كمان از شكار برگشته، به عادت هميشگى خود، قبل از اين كه به خانه رود و يا با كسى حرفى بزند، قصد دارد براى طواف وارد مسجدالحرام شود.
او هميشه پس از طواف سرى به جمع قريش، در اطراف مسجد مىزند و با آنها خوش و بِش مىكند.
حمزه در بين سران و بزرگان قريش جايگاهى ويژه دارد؛ او مردى رشيد، قوى، شجاع، مستقل، با شهامت و جنگجوست.
اكنون سر به زير دارد و با گامهاى استوار واردۀ آهنينش، براى رفتن به طواف، از كنار كوه صفا مىگذرد؛ هنوز به مسجد نرسيده كه فرياد زنى از پشت سر، توجهش را به خود جلب مىكند؛ بى اختيار به طرف صدا برمىگردد.
كنيز يكى از بزرگان قريش است كه بر بالاى كوه صفا خانه دارد.
هان، يا اباعُماره 1، ايكاش لحظاتى پيش اينجا بودى و مىديدى ابا الحكم 2، با پسر برادرت چه كرد؟ !
حمزه، با شنيدن اين سخن سخت جا خورد و چون ميخ به زمين ميخكوب شد؛ او در انتظار شنيدن بقيه ماجراست.
و كنيز ادامه داد:
پيامبر از اينجا مىگذشت كه ابوجهل او را مورد آزار قرار داد و به باد