88پيشينيان. اتهام مزبور در نه مورد در قرآن آمده 1است در بيشتر موارد صرفاً آمده است كه مشركين قرآن را «اساطير الاولين» دانستهاند. اما در سورۀ فرقان آمده است: «و كافران گفتند كه اين جز دروغى كه خودبافته است و گروهى ديگر او را بر آن يارى دادهاند هيچ نيست. حقا آنچه مىگويند ستم و باطل است و گفتند: اين اساطير پيشينيان است كه هر صبح و شام بر او املا مىشود و او مىنويسدش» . 2بنابراين بايد مقصود آنها داستانهاى مشخصى باشد.
دكتر جواد على مىگويد: اين اساطير مكتوباتى بوده كه اعراب جاهلى با آنها آشنايى داشتهاند. آنان لفظ يونانى را گرفته و به شكل مذكور بكار بردهاند.
او مىافزايد: بعيد نيست كه اين كتب به زبان يونانى يا لاتينى در مكه بوده؛ بردگان رومى در مكه بوده و به اين زبانها مىخوانده و تكلم مىكردهاند. 3بدين ترتيب اين مسأله با اتهام ديگر مشركان به رسول خدا - ص - پيوند مىخورد كه آيات قرآنى برگرفته از گفتههاى ديگران است. در اين باره كه مكتوباتى در مكه بوده سخن جواد على صرفاً حدسى است اما اين كه در مجموع اعراب جاهلى اخبار تاريخى پيشينيان را از طريق يهود و نصارى شنيدهاند امرى كاملاً محتمل است. گذشت كه قرآن اتهام آنان را با توجه به دو نكته ناروا مىشمرد: يكى آن كه زبان آن كسان عجمى است با اين كه قرآن عربى مبين است. به علاوه كه رسول خدا - ص - توانايى خواندن و نوشتن نداشته تا به قول آنها، آنچه را بر او املا مىكنند بنويسد. در آيه ديگرى نيز آمده كه مشركان گفتند: آيات قرآن «افك قديم» است. 4شايد مقصود آنان همين تعبير بوده كه اين آيات قصص تاريخى غير واقعىِ قديمى است. آنچه بيش از همه متحمل است همان قصص يهودى است كه مورد نظر مشركان بوده است. اهل سيره از قول يكى از مشركان آوردهاند