142«السلام عليك يا اسماعيل. . . نشهد انك على دين اخيك موسى - ع - و نشهد انك غير مخالف له متيع لطريقه» اين زيارت و عبارت، براى نفى امامت اسماعيل، پس از جعفر بن محمد - عليهماالسلام - بوده، عقيدهاى كه اسماعيليه برآنند. از اين عبارت مؤلف، چنين به دست مىآيد كه مقصود وى از زيارت كنندگان، شيعيان امامى مذهب و اثنى عشرى بوده است. با اين حال وى در ادامه، سخن كذب و ناروايى را به اين افراد نسبت مىدهد، او مىنويسد: زمانى كه آنها از زيارت اسماعيل فراغت يافتند، نزديك «البئر الخارجة» آمده در كنار آن توقف كرده و دعا مىخوانند، بزرگ آنان خطاب به آنها مىگويد: اين همان چاهى است كه امام صادق - ع - به درون آن رفته و تاكنون از ديد مردم غايب است، گمان آنها اين است كه او هنوز زنده است!» .
افتضاح اين نسبت دروغ، بحدى است كه محقق كتاب نيز در پاورقى مىنويسد: «وهذا - لا شك - و هم من المؤلف» (المدينة المنورة فى رحلة العياشى، ص 96، پاورقى2) وى پس از آن، از عقيده مهدويت در نزد شيعه نسبت به امام دوازدهم - ع - سخن مىگويد و توجهى ندارد كه اندكى قبل از آن چه نسبت كذبى را بر شيعه وارد ساخته است. اشارت بعدى او تعجبى است كه از تمايل برخى سران تصوف نسبت به عقيده مهدويت كرده، او مىنويسد: چنين شنيده كه محيىالدين عربى نيز به مهدويت اعتقاد داشته است و مىافزايد: اگر مطمئن باشيم كه اين بزرگان چنين عقيدهاى دارند، به صدق عقيده آنان اعتقاد خواهم داشت، جز آنكه آن را به خدا وامىگذارم، زيرا در شريعت چيزى كه نشان دهد روافض در اين مسأله دروغ مىگويند وجود ندارد، گرچه در امور ديگر دروغ مىگويند! (همانجا 97) .