77اين نوع نگرشها و تبيينها از ناحيۀ امام باقر(ع) راجع به تبيين جايگاه امامت و تثبيت آن در انديشههاى ياران خويش، امر سترگى بوده كه در مضامين روايى فراوانى به آن برمىخوريم، كه در اين باب، نمونهاى ديگر را يادآور مىشويم:
«محمد بن عيسى از ابى عبدالله مؤمن و او از ابى عبدالله حذّاء و او از سعدبن طريف، از امام باقر(ع) روايت نمود كه پيامبرخدا فرمودند: هركس مىخواهد زندگىاش همچون زندگى من و مرگش همانند مرگ من باشد و به بهشتى كه خدايم مهيا نموده و همه درختانش را خود، به دستش كاشته و خدا به او گفته است باش و شده، وارد شود، بايد على و اوصياى پس از وى را به ولايت بپذيرد و به فضل و عظمت آنها تسليم گردد. چون آنها هدايت يافتگان و مورد پسند الهىاند، آنانى كه خدا فهم و دانش مرا به آنها عنايت فرموده، آنها عترت من بوده و خون و گوشتشان از من است، من در نزد خدا از دشمنان آنها كه از امتم هستند، شكايت خواهم كرد؛ آنان كه منكر فضل آنها بوده و ارتباط با مرا به دليل جفاى با آنها بريدهاند. به خدا قسم آنها فرزندم را مىكشند و شفاعتم به آنها نمىرسد.» 1
امام باقر(ع) با اينگونه سخنان كه بسيار است، مىخواهد جامعه اسلامى را به امامت شيعى و اهل بيت عصمت و طهارت توجه دهد و انديشۀ جامعۀ اسلامى را با اين فكر بنيادين بپروراند.
در اين دوره، تكيۀ بيشتر و اساسىتر، به صورت زير بنايى و ريشهاى، بر تعليمات دينى و معارف اسلامى است.» (الليثى، ص37، 1384)
امام باقر(ع) معارف فراوانى را با محوريت امامت بيان مىكنند و به معرفى اين موضوع مهم مىپردازند كه امام، معيار دين است و ولايت آنها اصلىترين ركن انديشۀ اسلامى است.
در همين راستا، در تعاليم امام باقر(ع) مسئلۀ ولايت در بالاترين درجۀ اعتبار قرار مىگيرد.
«ابو حمزۀ ثمالى از امام باقر(ع) نقل كرده كه فرمودند: اسلام بر پنج پايه قرار گرفته؛ به پا داشتن نماز، پراختن زكات، حجگزارى، روزۀ ماه رمضان و ولايت (ارتباط، اتصال، قبول سرپرستى) ما اهل بيت. پس خداوند در چهار امر رخصت و