34محدود و مقيد نشدهاند.» 1
البته پاسخ به اين سخن را مرحوم طبرسى در تفسير جوامع الجامع بيان كردهاند. 2
فخر رازى در تفسير اين فراز از آيۀ شريفه مؤيد اين قول و گفتار امامّيه است كه: عبارت «وَ أَرْجُلَكُمْ» به هر نحو قرائت شود؛ چه نصب و چه جرّ، دلالت بر وجوب مسح خواهد داشت؛ چرا كه در حالت جر عطف بر «رُؤُسكُمْ» خواهد بود و در حالت نصب عامل آن هم مىتواند «وَ امْسَحُوا» و هم «فَاغْسِلُوا» باشد كه در هنگام اجتماع دو عامل بر معمول واحد، عامل اقرب ( \ نزديكتر) اولويت داشته كه در اين جا باز هم نتيجه، وجوب مسح پاها مىشود. 3
آنچه بيان شد، گزيدهاى از تفسير عامه از آيۀ وضو بود.
فصل دوم: شيوه شستن دست ها نزد فريقين
دومين وظيفۀ واجب در آيۀ شريفۀ وضو (يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذٰا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاٰةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ...) 4شستن دست ها است. در اين عملِ واجب ميان فريقين در دو مورد اتفاق نظر وجود دارد.
موارد اتفاقى در شستن دست ها ميان فريقين
1. هر دو گروه شيعه و سنى، عمل مجزى را شستن دست ها ميان سر انگشتان تا مرفق(آرنج) دانسته اند و از آنجا كه در كلام عربى، گاه بر تمام دست نيز اطلاق مى شود، اين محدوده با حرف «إلى» مقيد شده است:
«مسلمانان بر اين امر اجماع دارند كه شستن دست ها با مرافق(آرنج ها) در وضو يكمرتبه واجب است.» 5
2. پيش از بيان مطلب، پرسشى مطرح مى شود و آن اين است كه آيا شستن خود مرفق(آرنج) هم واجب است يا خير؟ شكى نيست كه اختلاف ميان فقها در معناى إلى وجود دارد؛ برخى آن را به معناى «مع» و گروهى به معناى «إلى» دانسته اند. با اين همه، اگر إلى به معناى مع هم نباشد، باز به دليل همجنس بودن ماقبل و مابعدِ إلى و دخول غايت در مغيا، داراى يك حكم است. 6
علاوه بر اينها وجوب شستن مرافق از باب مقدمۀ علمى، مورد اتفاق همگان است و احتياط اقتضاى اين شستن را دارد؛ چرا كه آنكه دست ها را همراه با آرنج ها بشويد، بدون شك وضويش صحيح است اما كسى كه اين كار را نكند دليلى بر صحت وضويش وجود ندارد. 7
3. از موارد اتفاق ميان عامّه و اماميه، دفعاتِ شستن دست ها و صورت است كه تمام مذاهب