178چنانكه ملاحظه مىكنيد، اين روايت تأكيد مىكند كه مردم نبايد با تنگنظرى، تنها به مصالح خويش و منافع منطقۀ جغرافيايى خودبينديشند؛ چرا كه اين نوع تفكر، با فلسفۀ جهانبينى و انسان دوستى و نگرش فراملّيتى و برونمرزى اسلام در تضاد است. اسلام آيين بشريت است؛ بنابراين، در اجتماع عظيم حج، بايد مصالح انسانها و كشورها مد نظر قرار گيرد تا منافع آن شامل همۀ مردم شود و در پىآن، فقر و تهىدستى از جامعه برافتد، عمران و آبادى بيايد و تمدن اسلامى نيرومند شود. بدين ترتيب موسم حج، ساير كشورها و شهرها را نيز تغذيه مىكند و افراد بسيارى در پرتو آن ارتزاق مىكنند و بهره مىگيرند و «تعاون اسلامى» در حج تحقق مىپذيرد.
پيامبر خدا(ص) در خطبۀ غديريه به اين نكته اشاره فرمود:
«الحُجَّاجُ مُعاوِنونَ، وَ نَفَقاتُهُمْ مُخْلَفَةٌ، وَ اللهُ لا يُضِيعُ أجرَ الُمحسِنينَ»؛
1
«حجگزاران، مددكاران يكديگرند؛ آنچه خرج مىكنند، عوض داده شوند و خدا پاداش نيكوكاران را ضايع نمىكند.»
به طور خلاصه، در مورد اهداف و آثار تجارى - اقتصادى حج مىتوان گفت:
1. فعاليتهاى اقتصادى مىتواند به برگزارى اين مراسم عبادى - سياسى يارى رساند.
2. در پرتو حج، مردم بسيارى امرار معاش مىكنند، چرخهاى اقتصاد به حركت در مىآيد و
عمران و آبادانى حاصل مىشود.
3. قدرت اقتصادى مسلمانان مىتواند در صحنههاى بينالمللى آنان را مقتدر سازد و از وابستگى
برهاند.
4. از اين رهگذر، كار و اشتغال به وجود مىآيد و زمينۀ بسيارى از مفاسد اخلاقى را از ميان
مىبرد.
5. حج فرصتى مناسب براى ارائۀ فرآوردههاى صنعتى و محصولات كشاورزى و سنتى مسلمانان
در اين بازار بينالمللى اسلامى است. حج فرصتى است تا مسلمانان از رشد و توسعۀ كشورهاى
خود آگاه شوند، تبادل اطلاعات كنند، از تجارب يكديگر بهره گيرند و رشد صنعت، كار و
توليد را بالا ببرند.
از واجبات حج كه با معيشت مردم در ارتباط است، ذبح قربانى است. خداوند مىفرمايد:
(فَإِذٰا وَجَبَتْ جُنُوبُهٰا فَكُلُوا مِنْهٰا وَ أَطْعِمُوا الْقٰانِعَ وَ الْمُعْتَرَّ)؛
2
«و هنگامى كه پهلوهايشان آرام گرفت [و جان دادند]، از گوشت آنها بخوريد و مستمندان قانع و فقيران را نيز از آن اطعام كنيد.»
همچنين مىفرمايد: ( فَكُلُوا مِنْهٰا وَ أَطْعِمُوا الْبٰائِسَ الْفَقِيرَ)؛ «پس از گوشت آنها بخوريد و بينواى فقير را نيز اطعام نماييد» 3