167ان شاءالله روانه شويم. از آنجا بيرون آمده، رفتيم كه زيارت نموده دعاى وداع بخوانيم. رفتيم ديديم در حرم جماعت عامه نماز خفتن مىخوانند. در زير نابدان جبرئيل نمازها را خوانده، والده را نگذاشتند به حرم بيايد. بنده رفتم زيارت را مىخواندم كه آمدند در حرم را بسته و بنده و هرچه آدم بود از حرم بيرون كردند. منزل آمده، شام خورده خوابيدم. صبح زود برخاسته به حرم مطهّر رفته، دعاى وداع خوانده، مرخص شده، آمده، اشياء را به ارابه گذاشتند. پاى ماشين آمدم. با نهايت زحمت دادم، كشيدند. شش ليره از من گرفتند. از آنجا به حمّال داده، پاى ماشين آمده، به زحمت اشياء ماشين گذاشتم و خودم به قلاس 1آمديم، بر نيمكت نشسته، سرحرف آمديم. باز سازش كرديم، نه جاى نشستن، و نه خوابيدن. على الله توكُّلِى؛ مسلمان نشوند كافر نبيند. ماشين عيب كرده، راه نمىرود. تا غروب گويا معطل خواهيم شد.