125مىكردند، و به نصّ قرآن كه مىفرمايد: (فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللّٰهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ) 1مفسّرين تمام مذاهب اسلامى آن بيوت را تعبير كرده اند كه مراد بيوت اهل بيت است؛ چنانكه در اخبار زياد دارد كه صحابه بلكه حضرت ختمى مرتب به در خانۀ على مىآمدند و مىگفتند:
«السَّلاَمُ عَلَيكُم يَا أَهلَ بَيتِ النُّبوّة» و سيره خلفا نيز بر همين جارى بود.
قاضى فرمود: اين در حال حيات آنها است نه در حال ممات.
گفتم: شما خود مىگوييد ظواهر قرآن را نبايد تأويل كرد، حتّى مىفرماييد: (الرَّحْمٰنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوىٰ) 2به همين معناى ظاهر است؛ چنانكه بزرگان شما ابن تيميه و ابن قيّم گفتهاند. در اين صورت بر حسب ظاهر قرآن، ائمۀ اثنى عشر نمردهاند بلكه زنده مىباشند؛ چه آنكه خداوند مى فرمايد: (وَ لاٰ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللّٰهِ أَمْوٰاتاً بَلْ أَحْيٰاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ) ؛ 3«گمان نبريد كسانى را كه در راه خدا كشته شده اند آنان مردگان باشند، بلكه آنها زنده هستند و در نزد پروردگار خود روزى مىخورند.» در اين صورت آيا على بن ابى طالب مقتول در راه خدا است يا نيست؟ اگر مىگوييد مقتول در راه خدا است، پس زنده است و بقعۀ او خانۀ اوست و خدا عظمت و رفعت خانۀ او را در قرآن اجازه داده است و اگر مىگوييد مرده است، چگونه او را خليفۀ چهارم پيغمبر مىدانيد و اقوال و كردار او را حجّت از براى فروع دينى خود مىشماريد؟
قاضى فرمود: «علَى فرض التسليم بما تأوَّل أو تنكر، ما معنَى جعلهم القبور قبلة؟»؛ «بر فرض تسليم به آنچه كه تو تأويل مىكنى و انكار نسبت مىنمايى، چه معنا دارد كه جماعت شيعه قبور ائمۀ خود را قبلۀ از براى نماز قرار مىدهند.»
گفتم: اين نيز افترايى است مانند افتراى قبل كه فرموديد طواف قبور ائمه خود را مكفى [كذا] از حجّ واجب مىدانند و من باب احترام در وقت نماز در آن بقاع، قبر را عقب سر نمىاندازند؛ زيرا كه براى امام زنده و مرده قائل نيستند، بر طبق آيۀ شريفۀ مذكوره اگر اكنون على بن ابى طالب زنده باشد و در مجلس جناب قاضى بخواهد نماز بگزارند و على بن ابى طالب در عقب سر قاضى واقع شود، جناب قاضى چه خواهند كرد؟
و اگر مىفرماييد پشت به او مىكنم و روى به قبله را مقدّم مىدانم چه آنكه روى به خدا مقدّم است، من مىگويم دو محظور واقع مىشود؛ يكى آنكه خدا را جهتى از براى روى او نيست. (فَأَيْنَمٰا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللّٰهِ) 4پس مقصود روى به كعبه كردن است.
و در صورت روى به كعبه كردن كه امام و خليفه مفترض الطاعه را پشت سر اندازى كفر است؛ چه آنكه راهنماى كعبه او است و انكار خليفه و بى احترامى او كفر است و روى به قبله در