84«سيم: منار خشبيه است؛ و آن در ركن غربى ديوار مذكور است و طول آن هفتاد و دو گز است، و آن را در اين ولا، شوكيليه گويند؛ زيرا كه مؤذن آن مناره منسوب است به جماعت شوكيليه كه قبيلهاى است از اهل مدينه.»
از نكات جالب، ثبت تاريخ درگذشت خواجه محمد پارسا، از روى سنگ قبر اوست:
«ديگر جايى كه در بقيع زيارت بايد كرد، شيخ العجم خواجه محمد پارساست. مزار ايشان در جوار قبّۀ فيض آثار، با بركات ازواج ظاهرات طاهرات است. ايشان از اصحاب كبار خواجه بزرگ خواجه بهاء الدين نقشبند و يار غار خواجه علاء الدين عطارند - قدس الله سرّهم. وفات ايشان روز چهارشنبه بيست و سيم ذى الحجه است، هشتصد و بيست و دو. بر سر قبر ايشان دو لوح نمايان است از سنگ مرمر و رخام گذاشتهاند كه از ساير قبور در آن منبع پرنور ممتاز و نمايان است؛ و در لوح مقدم آن نوشتهاند كه هذا مرقد شيخ الاسلام وصفوة الاولياء العظام جلال الدين والحق ابي الفتح خواجه محمد بن محمد بن محمود الجعفر الطيار الحافظي البخاري - قدس الله تعالي ارواحه - نقل الي جوار رحمة الله تعالي في ذي الحجة اثنين و عشرين و ثمانمائه [822] و در لوح مؤخر آن اين عبارت نوشتهاند كه اين قبر شريف و صريح لطيف مشهد منوّر و مرقد معطّر قطب آفاق حضرت خواجه حافظ الدين محمد بن محمد پارساى بخارى است - نوّر مرقده. پوشيده نماند كه جماعت ماوراء النهرى كه ساكن مدينۀ سكينهاند، يا در ايام حج به زيارت آيند، چون وفات را دريابند، در جوار مزار آن بزرگوار مدفون گردند.»
مطلبى را هم كه در سال 1042 در مدينه خود شاهد بوده، بدين ترتيب نقل كرده است:
«ديگر آنكه در اواخر ماه ربيع الأول كه اوايل سال هزار و چهل و دو بود، خليل بوستانجى پاشاه كه از قِبَل سلطان مراد، حاكم مصر بود، از مصر رخام سياه و سفيد همراه معماران ماهر و استادان ماهر فرستاد تا فرش دور حجرۀ شريفه را كه قديم بر اين اسلوب بود، جديد ساخت و آن بارگاه را از رخام سفيد و سياه همچون مردمكه ديده اهل نگاه گردانيدند.»
يكى از بهترين قسمتهاى رساله، مطالبى است كه وى در بارۀ نظافت مسجد النبى (ص) از اواخر ذى قعده و جهت آماده كردن مسجد براى ورود زائران و حجاج آورده است. به نظر مىرسد اين مطالب كه از مشاهدات خود اوست، بسيار دقيق و جالب باشد: