71
عقيل بن ابىطالب، برادر امام على (ع) و نسب شناس مشهور و پرآوازه عرب:
«در ميان عرب، شجاعتر و كريمتر از پدران امّ البنين نمىشناسم.» 1
علامه شيخ باقر شريف القرشى:
«در تاريخ ديده نشده است كه زنى نسبت به فرزندان هووى خود، محبتى خالصانه بورزد و آنان را بر فرزندان خويش مقدم بشمارد. جز اين بانوى پاك؛ يعنى امّالبنين.» 2
آرى، اين بانوى با كرامت، از چنان فضيلتى بهرهمند است كه مىتوان او را از نخستين مرثيهگويان واقعۀ عاشورا شمرد كه در سوگ حسين بن على (عليهماالسلام) و فرزندان دليرش مويه كرد و خاطرۀ آن حماسۀ پرشكوه تاريخ را به آيندگان و سينۀ تاريخ انتقال داد. زندگى او نمايانگر سبك زندگى ولايى و آميخته با عشق و ايمان و وفادارى و اخلاص است. او پاسدار خاطرۀ عاشورا و پرورشدهندۀ آن چيزى است كه از حماسه سرايان واقعۀ طف به جاى مانده، تا گرد و غبار و كدورت و فراموشى بر چهرۀ تابناك عاشوراييان ننشيند.
عروج روحانى
امّ البنين در دوران حيات پربركتش، شاهد صحنههاى غربت و مظلوميت خاندان عصمت و طهارت بود و در رنج آنها همگامى و همراهىشان مى كرد. رنجهاى رويدادهاى غمبار دوران مظلوميت على (ع) را ديده و شاهد نامردمىها در برابر حكومت موقت و محدود چند سالۀ آن گرامى بوده و نيز رنجهاى دوران غربت و مظلوميت امام مجتبى (ع) را مشاهده كرده و عاقبت در دورۀ خلافت آل اميه، شاهد خون دلخوردنهاى امامان مظلوم گرديد و در اين راه چهار فرزند خويش را فداى حسين بن على (عليهماالسلام) كرد.
امّ البنين با اندوهى فراوان، زمان كوتاهى پس از واقعۀ كربلا زنده بود. او در روز سيزدهم جمادى الثانى سال 64 هجرت وفات يافت و روح مقدسش به ملكوت اعلى عروج يافت.
علامه سيد محمدباقر قره باغى همدانى، در كتاب اختيارات خويش، آورده است كه اعمش گفته است:
«روز سيزدهم جمادى الثانى كه مصادف با روز جمعه بود، بر امام زينالعابدين (ع) وارد شدم. ناگهان فضل بن عباس بن على (ع) وارد شد و درحالىكه گريه مىكرد چنين گفت: جدهام، امّ البنين (عليهاالسلام) از دنيا رفت! شما را به خدا به اين روزگار فريبكار