196مقولۀ جواهر و اعراض مىدانند. در ميان متكلمان اماميه، در شمارۀ اعراض و دستهبندى آن، اختلاف نظر وجود دارد. 1
25. ابن تيميه سخن متكلمان مبنى بر آغاز زمانى عالم و تعطيل در خلقت را نپذيرفته و مطابق متكلمان معاصر اماميه متأثر از حكمت متعاليه صدرايى فتوا داده است، اگر چه متكلمان اماميه متقدم بر حدوث زمانى عالم نظر داشتهاند. ابن تيميه همچون فيض كاشانى از متكلمان متأثر از حكمت صدرايى قدم عالم به شيوۀ ارسطويى را نيز نپذيرفته است. او همچون صدرالمتألهين معتقد است: خداوند همواره خلق داشته است اما هيچ چيز قديم به قدم خداوند نيست. 2
مسائلى كه در كلام اماميه بدان پرداخته شده يا بسيار برجسته است اما سلفيه بدان نپرداخته يا توجه نكرده اند، عبارت اند از:
1. در مسأله هستىشناسى كلام اماميه، به ويژه توسط خواجه نصير بسيار برجسته شده و وجود به
اعتبارات مختلف تقسيم و دربارۀ آنها بحث گرديده است، اما در سلفيه بيشتر بر تقسيم وجود
به غيب و شهادت تأكيد شده گرچه تفسير آنها از غيب با تفسير متكلمان اماميه متفاوت است. 3
2. در اشتراك معنايى وجود، درآثار سلفيه بحثى نشده، اما خواجه نصير بدان پرداخته است. 4
3. بساطت وجود. 5
4. تشكيك وجود و تكثر و طولى وجود، به ويژه در متكلمان پيرو حكمت متعاليه برجسته است
گرچه تشكيك طوسى با صدرايى قدرى متفاوت است. 6
5. تفصيل در بحث عليت و تقسيم آن به چهار علتِ مادى، صورى، فاعلى و غايى و تقسيم آن
به علل وجودى و ماهوى. 7
6. بحث در انواع تقدم و تأخر يا سبق و لحوق و پذيرش حدوث قدم ذاتى. 8
7. بررسى تفصيلى ويژگىهاى واجب الوجود بالذات و ممكن بالذات. 9
8. بررسى تفصيلى اقسام جوهر و عرض. 10
خلاصۀ سخن اينكه مسائل هستىشناسى در كلام اماميه، به ويژه توسط خواجه نصير طوسى و متكلمان بعد از او مورد توجه خاص بوده است و امروزه اين بديهى است كه مبانى هستىشناختى چه ميزان در آراى كلامى متكلمان در مسائل الهيات مؤثر است.