182آسانى يا سختى مختلف نمىشوند.»
مراد اين است كه اين خواص، همه به واسطۀ صورت نوعيه است نه صورت جسيمۀ مشترك.
4 و 5. جوهرهاى مجرد (عقل و نفس)
تعريف جوهر مجرد: علامه شعرانى در تعريف اصطلاحى جوهرِ مجرد مى نويسد: «مقصود از جوهر مجرد آن است كه به خود قائم باشد نه به محل؛ و مكان و حيز و وضع نداشته باشد.» 1
اثبات وجود جوهرهاى مجرد: يكى از مسائل مهم و محل نزاع الهيون و ماديون وجود جوهرهاى مجرد است. ماديون جز جسم مادى محسوس و آثار آن، موجودى وراى حس را باور ندارند. آنان خدا و ملائكه و عقل مجرد و نفس مجرد را منكرند. برخى از متكلمان، گرچه خدا و فرشتگان و نفس را باور دارند اما ملائكه و نفس را جسم لطيف مىدانند و به عقل مجردى كه حكما اثبات مىكنند باور ندارند، چون آنان تنها خدا را غير جسم و جسمانى مىدانند و اثبات موجودى ديگر با اين وصف را مستلزم تعدد واجب الوجود مىدانند. 2
از متكلمان اماميه برخى مانند خواجه نصير، وجود عقل مجرد را ممكن دانسته و دليلى بر امتناع آن نمىيابد. از اين رو، بعد از بحث از جسم مى نويسد: «أمّا العقل فلم يثبت دليل على امتناعه» 3دليلى نداريم كه وجود عقل را محال بدانيم.
اما وى استدلال حكما بر قاعدۀ الواحد و عدم صلاحيت ساير جواهر؛ مانند نفس و ماده و صورت را به عنوان مخلوق مستقيم خداوند قبول ندارد و با مؤثر و مختار دانستن واجب به اين سو گرايش پيدا مى كند كه صدور كثير از واحد بلامانع است. 4
نگارنده، در آثار ساير متكلّمان؛ مانند شيخ مفيد و سيد مرتضى و شيخ طوسى، سخنى از اثبات جواهر مجرده نيافته است. آنان نيز براى اثبات باريتعالى از حدوث اجسام استفاده كرده اند.
فاضل مقداد بر اساس رأى حكيمان به اثبات عقول عشره مىپردازد و بر اساس قاعدۀ الواحد، عقل اول را اثبات مى كند، اما مبانى آن را كه بر قاعدۀ الواحد و عدم صلاحيت نفس و جسم، ماده و صورت را به عنوان صادر اول مطرح مىكنند، ضعيف مىداند و مى نويسد: «و قد عرفت ضعف ما تبني عليه هذه الحجة» . 5
ايشان در ادامه، ساير عقول را بر اساس رأى حكما اثبات مى كند و مى نويسد: صادر اول عقلى است كه در او تكثر قابل فرض است؛ كثرتى به اعتبار وجود و امكان ذاتى و وجوب غيرى كه به اعتبار اين كثرات از آن، عقل و نفس و فلك صادر مى شود. از عقل دوم، عقلى ديگر و نفس و فلكى. بدين ترتيب ده عقل اثبات كردند و آفرينش را عقل فعال ناميدند. 6