135دعا كردهاند كه در مد و صاع و كل امور ايشان بركت شود.
از بعضى ثقات مسموع است كه حضرت - صلّى الله عليه [و آله] و سلّم - به استقبال حاجى تا مسجد سقيا رفتهاند و از حاجى، دعا طلب كردهاند! و گفتهاند دعاى حاجيان قبل از نزول به منازل خود مستجاب است؛ چنانكه در احاديث مصابيح و غيره وارد است كه:
«إِذَا لَقِيتَ الْحَاجَّ فَسَلِّمْ عَلَيْهِ وَصَافِحْهُ وَمُرْهُ أَنْ يَسْتَغْفِرَ لَكَ قَبْلَ أَنْ يَدْخُلَ بَيْتَهُ فَإِنَّهُ مَغْفُورٌ لَهُ» .
1
«باب شامى» ؛ آن باب در ديوار شمالى قلعه مدينه است. قافلۀ شامى وقت رجعت از طواف بيت الله در اين مقام آرام گيرند.
«منازل متبرّكه و نخلستان با هوا و بوستان با صفا و حدايق پر شقايق در آنجا بىحد است؛ از جمله منازلى كه بيرون آن باب است» :
«يكى مزار فيض آثار محمد زكّى است - رضى الله عنه -. محمد زكى ولد عبدالله بن حسن [در اصل: حسين] بن حسن بن على بن ابى طالب است - رضى الله عنهم -. و او در ايام ابى جعفر المنصور شهيد شده و مشهد شريفش شرقى جبل سلع است و در قبلۀ قُبّه شريفش عين زرقا است. نخلستان و بوستان وسيع نيز آنجاست. در «خلاصة الوفا» گفته است كه شهيد شد امام محمد زكى در احجار زيت نزد قبر مالك بن سنان. او را دفن كردند در بقيع و ذوالفقار على - رضى الله عنه - با او همراه بود. براى هارون الرشيد بردند.»
«مسجد فاطمه زهرا - رضى الله عنها -» آن در ميان مقبرۀ امام زكى و باب شامى است و آن مكانى است كه روز حرب احد، فاطمه - رضى الله عنها - تا آنجا رفته اند و سبب آن، آن است. گويند وقتى كه دندان مبارك حضرت - صلّى الله عليه [وآله] و سلّم - شهيد شد، شيطان لعين در مدينه در آمد، در كوچه و بازار، زار زار مى گريست، و فرياد و نعره مى زد، مىگفت: «وامصيبتا، وامحمدا، رسول خدا - صلّى الله عليه [وآله] و سلّم - شهيد شد. اين خبر وحشت اثر، به سمع شريف فاطمۀ زهرا - رضى الله عنها - سيد [ة] النساء رسيد. ايشان بىاختيار از شهر بر آمده متوجه كوه احد شد؛ چون به آن مكان رسيدند خبر خوشحالى رسيد. ايشان آنجا توقف كردند. اول ماتم داشتند، آخر بى غم گشتند.
در سال هزار و سى [1030] در زمان دولت سلطان مراد در آنجا مسجدى بنا كردند تا زائرين به زيارت آيند و از آنجا فيض ربايند و آن معروف است به «مسجد رايت» ، قريب به مشهد محمد زكى است. در بالاى قلعه، كوهى است در يسار از مدينه به اُحد. در آنجا روز خروج به غزوۀ احد،