81او را به طائف تبعيد كرد و فرمود: تا زندهاند از تبعيدگاهشان بازگردانده نشوند.
خلافت خليفۀ سوّم، آغاز يك بازگشت به دورۀ پيشين و جاهليتى بود كه پيامبر با آن به ستيز برخاسته بود.
«عثمان از تحبيب و تكريم دشمنان ديرين پيامبر راهى براى تقليل و هتك حرمت آن حضرت جسته بود. دنباله روان اموىاش تاكتيك هتك احترام پيامبر را از راه هتك احترام على و خاندان پيامبر پيش گرفتند و رسم لعن على از بالاى منابر را پديد آوردند. ابوبكر و عمر جرأت نكرده بودند دشمنان اصلاح ناپذير پيامبر را كه به همين سبب تبعيد و طرد كرده بود، از تبعيد به در آورند و آنان را مقرّب گردانيده، به مقامات عالى بگمارند. . . عثمان، عموى خويش حكم بن ابى العاص را كه پيامبر طرد و تبعيد كرده بود، با خانوادهاش با حال تكريم به مدينه باز آورد و او و فرزندانش را با عطاياى مخصوص و بىحساب تقدير كرد و دست او و فرزندانش را در ادارۀ امور مهم باز گزارد.» 1
وقتى اهالى مدينه ديدند كه حَكَم با لباسهاى كهنه و مندرس، چند رأس بز لاغر را جلو انداخته و وارد دارالخلافۀ مدينه شد، به بدبختى و بيچارگى او و همراهانش در شگفت بودند و با نظر اعجاب مىنگريستند، اما ناگهان ديدندكه وقتى از خانۀ عثمان بيرون آمد، لباسهاى فاخر و گرانبها بر تن داشت؛ از جمله پالتو و پوستين خز در بركرده بود.» 2
بخششهاى بى حد، به حكم بن ابى العاص
خليفۀ سوّم، پس از آوردن حكم به مدينه، بخششهاى فراوانى از اموال مسلمين به آنها كرد. ابن ابى الحديد در شرح اوضاع آن زمان مىنويسد:
«خمس غنايم ارمنستان را به مروان حكم بخشيد. فدك را نيز به تيول او داد. به علاوه چهارصدهزار درهم نقد از خزانه به عبدالله بن خالد بن اسيد اموى كه از او تقاضاى بخشش كرده بود، بدون هيچگونه مجوّز شرعى بخشيد. به حكم بن ابى العاص كه از دشمنان سرسخت اسلام و از تبعيدىهاى پيامبر بود به خاطر خويشاوندى صدهزار درهم عطا كرد. بازارى بود در مدينه به نام بازار «نهروز» كه پيغمبر درآمدش را وقف بينوايان كرده بود. عثمان آن را به تيول