70
تاريخ و رجال
خفتگان در بقيع 9
على اكبر نوايى
پيشتر وعده داديم در ادامۀ سلسله نوشتارهاى «مدفونين بقيع» به بيان سرگذشت افرادى از صحابه بپردازيم كه پس از حيات نورانى پيامبر رحمت (ص) ، راهى جز راه آن حضرت در پيش گرفتند، ليكن نگارش تاريخ اين طبقه؛ يعنى گروه دوم از صحابه، كارى بود بس مشكل و تقريباً ناممكن، كه دلايل اين صعوبت و سختى را مىتوان در موارد زير خلاصه كرد:
1. بسيارى از اين گروه، بلكه عمدۀ آنها، پس از روى كار آمدن بنى اميه، يا جذب دستگاه خلافت اموى شدند، يا به شام رفتند و يا از سوى معاويه به امارت و مسئوليتى در مناطق مختلف گمارده شدند. بنابراين، اينان در مناطق و شهرهاى ديگرى به سر بردند و در همانجا مردند و دفن شدند.
2. تاريخ از ذكر نام آنها دريغ كرده و گويا مورخان را هم خوش نيامده است كه در ذكر نام و ياد آنها قلمفرسايى كنند و زندگىشان را به تفصيل بنگارند؛ زيرا تاريخچۀ زندگى آنها آميخته و همراه با برخى ناصوابىها بوده است.
3. به دليل اعمال ناصوابىكه اينان داشتهاند، ياد نام و نقل سرگذشتشان براى مسلمانان خوشايند نبوده، بنابراين، به مرور زمان، به بايگانى فراموشى رفتهاند.
بنابراين، شماره هاى هشتم و نهم از مقالات را به اين طبقه اختصاص داديم و از شمارۀ دهم، اين گروه را وانهاده و به بررسى گروهى ديگر از خفتگان در بقيع خواهيم پرداخت، ان شاء الله!
5. سعيد بن زيد
سَعِيد بن زَيد، فرزند عَمْرِو بن نُفَيل بن عَبْد العُزّى بن رياح بن عَبْد الله بن قُرْط است. پدرش از كسانى است كه پيش از بعثت پيامبر (ص) ، از پرستش بتها دورى جست و آنگاه كه آن حضرت به رسالت مبعوث شد، به آيين اسلام گرويد و ايمان آورد.