97به عنوان مسأله ا ى مهم براى تمامى امپراتورى هاى غربى ظهور يافت. حركت تشديديافتۀ مسلمانان به سمت مكان هاى مقدس عربستان، ده ها هزار نفر را از هر قشر و طبقه ا ى، چه بر روى كشتى و چه در خاك عربستان، در ارتباط مستقيم با يكديگر قرار مى د اد. هرگونه بيمارى مسرى در ميان آنان به يك اپيدمى فراگير تبديل مى شد كه مى توانست در طول خطوط دريايى در سراسر آسيا، آفريقا، خاورميانه و حوزۀ مديترانه منتشر شود. وبا بزرگترين تهديد را ايجاد مى كرد. در دهه هاى 1880 و 1890، چهار مرتبه اين بيمارى اپيدمى بزرگى را در ميان زائران رقم زد. اسلام هراسى، تهمايه ا ى از ترس را به هشدار استاد فرانسوى بهداشت عمومى در سال 1890، مبنى بر اين كه «زيارت مكه تهديدى پايدار عليه اروپاست» 1اضافه كرد.
يك رشته عمليات هماهنگ در ميان دول اروپايى براى مقابله با اين بيمارى هاى همه گير در اواخر دهۀ 1880 آغاز شده بود. كنفرانس هاى بين ا لمللى راهبردهايى را ترسيم كردند كه شرايط بهداشتى موردنياز براى زائران عربستان را مشخص مى كرد. توصيه نامه هاى عملياتى براى اقدامات مشترك از سوى امپراتورى عثمانى و امپراتورى هاى غربى مطرح شد. قواعد مربوط به گذرنامه و بودجۀ سفر كافى نبود. ايستگاه هاى بازرسى و حتى كشتى هاى بخار ويژه، ابزار مورد نياز در اين عمليات بودند. دولت هاى غربى، از روى ضرورت، در سازماندهى و حتى تسهيل زيارت مسلمانان دخيل شدند.
امپراتورى روسيه از روى اكراه و اجبار در اين كنفرانس ها شركت داشت. نمايندگان آن در جلسات حاضر مى شدند و به طور علنى دربارۀ نياز به طرح هايى براى مهار انتشار بيمارى هاى همه گير همعقيده بودند و حتى كميته ا ى در وزارت امور داخلى در اواخر دهه 1890 مجموعۀ طرح هايى را براى پاسخگويى به درخواست هاى ديگر كشورهاى غربى فراهم كرد. 2ولى همان سوءظن كهنه، نسبت به سفرهاى حج از سرعت امور مى كاست. در گفتوگوها عملاً تلاش براى معاف كردن دولت از اعطاى هرگونه امتيازى براى زيارت آشكار بود. اين جناح محافظه كار (تحت حمايت وزير جنگ) با استفاده از شرايط ضعف و دشوارى، ادعا مى كرد كه تحريم هاى دورهاى دولت دربارۀ صدور گذرنامه در زمان هاى شيوع بيمارى (همانند آن چه در سال 1897 رخ داد) مفيد بوده است، ولى مانع اساسى نفس ضديت با زيارت به قوت خود باقى ماند. حاكمان ايالتى نواحى مسلمان نشين فرغانه، باكو و اورنبرگ در سال 1901 به درخواست وزارتخانه مبنى بر نظارت بهداشتى بر زائران پاسخ منفى دادند و مخالفت خود را با هر طرحى كه موجب «تسهيل انجام حج و گسترش آن» شود اعلام كردند. آنان در نهايت نظر خود را اين گونه ابراز داشتند كه زيارت مسلمانان «بسيار زيانبار» است.
اين مناقشات روند اصلاحات را به تأخير انداخت ولى نتوانست در برابر فشارهاى محلى و بين ا لمللى كه حكومت تزارى را به سمت طرح هاى جديد سوق مى داد؛ مقاومت كند. واقعبينانه است اگر فرض