101«نشانه هاى انحطاط ديندارى در جهان اسلام» 1مى جست. در اين مدرك حتى روزنه ا ى از خوشبينى مشاهده نمى شود. سياست دوگانه امپراتورى نسبت به دين اسلام در يك حكومت رسماً مسيحى و نسبتاً سكولار از بين نرفته بود.
نيروهاى حامى انديشۀ تساهل، در درجۀ اول، در كنسولگرى ها و ادارات سنتپترزبورگ متمركز شده بودند. اشتياق مديران حكومتى براى حفظ جايگاه روسيه در ميان امپراتورى هاى غربى، دغدغۀ نظارت هاى حكومتى و تشخيص اين مسألۀ ساده كه در صورت اقدام به سركوب دينى، مسلمانان شورش خواهند كرد؛ منجر به ادامۀ حمايت از اين مسافران ويژه شد. خطوط ريلى كه مايۀ غرور و افتخار فناورى غربى و تضمين كننده انتقال سريع سربازان و كالاها بودند؛ شيوۀ منتخب زائران براى رفت وآمد را تشكيل مى د ادند. سفراى روسيه با توجه به رقم رو به افزايش مسافرانى كه به مكان هاى مقدس اسلامى سفر مى كردند يا از آن باز مى گشتند و به علت موقعيت امپراتورى روسيه در كنار ديگر امپراتورى هاى غربى ناچار بودند كه به سياست هاى مشترك بپيوندند.
در نهايت حتى مقامات محلى نيز اعتراف كردند كه با وضعيت اجبار و فشار مواجه شده ا ند. زائران كه زمانى به امكانات دولت تزارى عادت داشتند از بازگشت به وضعيت گذشته به سختى رنجيده خواهند شد. ملاحظات ابتدايى دربارۀ نظم مدنى حداقلى از سخاوتمندى و نيكخواهى را، اگرچه از روى اجبار اقتضا مى كرد. نويسندۀ گزارش سال 1909 تركستان اذعان داشت كه «حتى جزئى ترين محدوديت ها» ممكن است «نارضايتى و اعتراض عمومى» را به دنبال داشته باشد. 2روس ها خود را بيش از هر زمان ديگرى در روند سفر مسلمانان به مكان هاى مقدس درگير يافتند. حمايت از حج به اندازۀ خود حج اجتناب ناپذير شده بود.
در چنين وضعيت بغرنجى انگيزۀ دولت تزارى براى اعمال نظارت شكل جديدى به خود گرفت. حكومت روسيه هيچگونه تمايلى براى فراهم كردن «همۀ كمك هاى ممكن» براى زائران نداشت. گزارشى در سال 1902 كه به مسألۀ آيين نامه هاى جديد مى پرداخت، به طور خاص چنين پيشنهاد كرد كه «سازماندهى زيارت ها، با امكان ارائۀ كمك هاى داوطلبانه، به خود مسلمانان واگذار شود.» مقامات تزارى آمادۀ دريافت كمك هاى خارجى بودند. در تركستان، سرانجام اين كمك توسط يك كارآفرين تاشكندى ارائه شد. سيد غنى سيد عظيم اوف تمامى نشانه هاى يك ميانجى موفق ميان مقامات روسيه و تبعۀ مسلمان آنها را داشت. پدر او سبك زندگى روسى را انتخاب كرده بود: ثروتمند شدن در تجارت بين آسياى مركزى و روسيه، تغيير محل اقامت خود به مستعمرۀ جديد روسيه در تاشكند و نمايندگى در شوراى شهر و تعليم دادن پسرانش در مدارس جديد روسى. سيدعظيم اوف به زبان روسى روان تكلم مى كرد، به شيوۀ اروپايى لباس مى پوشيد و وارد محافل