88مىگويند. وى محل نزول حضرت عيسى روح الله خواهد شد. در قرب همون مناره يكى از صحابۀ كرام كه نامشان ابىّ بن كعب است - رض - آسودهاند. در باب قراءت قرآن فوق اهل زمان خود بودهاند. هرگاه حضرت رسالت پناهىص قرآن مىخواندهاند، جناب ابى بن كعب سماع مىكردهاند.
بعد از آن، به طرف جنوبى شهر، دروازهاى هست كه وى را قدم النبى [ص] مىنامند. وى محل خروج و دخول حاجيان است. در وقت رفتن سه روز در آنجا مجتمع مىشوند. وجه تسميه به قدم النبى آن است كه حضرتص به همان دروازه آمده، به شهر داخل ناشده، از همانجا برگشتهاند. از اين سبب گفتهاند كه شام جنت دنيا است؛ يعنى شهر شام مشابهت به جنت دارد. من وعده كردهام كه بىجميع امت خود هرگز به جنّت نداريم [كذا. نروم]. از اين جهت داخل ناشده از همانجا مراجعت كرده باشند. در قرب همين دروازه، صحابه [ \ صحابى] كرام حضرت دحيه كلبى آسودهاند، و كاتب وحى حضرت جنابشان بودهاند. اكثر، حضرت جبرئيل امين به صورت دحيۀ كلبى شده، به خدمت حضرت مىآمدهاند.
بعد از آن در ميانۀ شهر جامع كلانى است. ورود و مجمع ناس در آنجاست. مىتوان گفت كه اكثر اهل شام در اين پنج وقت نماز در آنجا حاضر شوند و در ميانۀ مسجد، مقبرۀ حضرت يحيى پيغمبر است، و ديگر دو پسر حضرت غوث الاعظم - رحمه الله - [عبدالقادر گيلانى] در شام آسودهاند و به طرف شرقى شام قبرستان بزرگى است. اكثر موتاى اهل شام در آنجا آسودهاند. و بعضى از اصحاب حضرت رسول الله و ازواج طاهرات نيز در آنجا مدفونا ند. حضرت بلال و ابن [امّ] مكتوم و معاويه و عمر بن عبدالعزيز و حضرت زين العابدين و على اكبر و على اصغر پسران شير درگاه و فاطمه صغرى بنت حضرت امام حسين - رضى الله عنهم - آسودهاند. و از ازواج طاهرات نبى، امّ سلمه و زينب آسودهاند - رضى الله عنها [رحمه الله عنهما] مجتمعتاً در قبرستان شرقى شهر.
بعد از آن، به طرف غربى شهر كه ميلان به جانب جنوبى دارد، در آنجا مكان مرتفعى است و بوستان كثير الفواكه و آبشار و انواع نعم در آنجا است، و اصناف گل و ريحان و بنفشه و درختان صنوبر سر كشيده و بلبلان و انواع طيوران در اطراف صف كشيده و آن بوستان را ربوه مىنامند و حضرت حق سبحانه و تعالى همين بوستان را به جنّت تشبيه كرده، در كلام مجيد خبر داده است كه: كَما هِىَ قال الله تبارك و تعالى: كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصابَها وابِلٌ فَآتَتْ أُكُلَها ضِعْفَين فى سورۀ البقره [آيۀ 265].
بعد از آن، طرف غربى شام تا شهر بهروت [بيروت] دو منزل است در كنارۀ درياى شور است. بندرگه كلان است و به طرف شهر شرقى اين شهر يك راه به كنارۀ دريا به تلاتكه مىرود. در آن موضع