147داشته باشد.
البته حكما نگفتها ند كه عالم معيّت زمانى با خدا دارد بلكه گفتها ند: قدم زمانى است و زمان با حدوث عالم حادث مىشود و قبل از ابداع عالم و حركت افلاك زمانى نبوده است و خداى تعالى تقدم ذاتى بر عالم دارد و عالم بواسطه امكان ذاتىا ش همواره نيازمند به خداى تعالى بوده و خواهد بود. 1
4/4. تسلسل علل؛
ابن تيميه در معارضه با فلاسفه در بحث قدم عالم به بحث تسلسل هم اشاره مىكند و مىنويسد:
«فإن التسلسل هنا: هو توقف جنس الحادث على الحادث وهذا متفق على امتناعه. . .»
2
وآنگاه ادامه مىدهد: «التسلسل الممتنع هو التسلسل في العلل وفي تمامها أما تسلسل في الشروط أو الآثار: ففيه قولان. . .» تسلسل محال تسلسل در علل و علت تامه است اما تسلسل در شروط آثار، دربارۀ آن دو قول است.
ابن تيميه در ادامه به دو قول؛ يعنى امتناع و جواز تسلسل در آثار و شروط اشاره مىكند و در مقام محاجه با فيلسوفان مىنويسد:
«التسلسل المتعاقب في الآثار شيئاً بعد شيء فهم يقولون بجواز ذلك. . .»
«و إن أرادوا التسلسل المقترن فهذا باطل بصريح العقل وهم يوافقون على امتناعه. . .»
3
حاصل سخن ابن تيميه اين است كه تسلسل دو قسم است يا تعاقبى است يا معي؛ تسلسل تعاقبى يعنى علل و معلولها پى در پى هم حادث شوند و حدوث هركدام متوقف بر حدوث شىء قبل از خودش باشد.
تسلسل معى يا تسلسل مقترن به اين معناست كه اگر شىء حادثى پديد آمد علت مؤثر آن همراه آن باشد و همۀ اثرها با مؤثرها همراه باشند و اين به تصريح عقل باطل است.
خلاصۀ سخن اينكه: ابن تيميه دراينجا با فيلسوفان و متكلمان اماميه كه تسلسل تعاقبى را جايز و تسلسل معى را باطل مىدانند، هم عقيده است.
ياد سپارى: تسلسلى كه حكما و متكلمان اماميه و ابن تيميه اشاره مىكنند تسلسل در علت مؤثر مراد است؛ چنان كه ابن تيميه مىنويسد:
«ولفظ التسلسل يراد به التسلسل في المؤثرات وهو أن يكون للحادث فاعل و للفاعل فاعل وهذا باطل بصريح العقل واتفاق العقلاء» .
4
«مراد از تسلسل، تسلسل در مؤثرها علل فاعلي است؛ يعنى براى حادث فاعلى باشد و براى آن فاعل فاعلى باشد تا بىنهايت، اين عقيده به تصريح عقل و اجماع عقلا باطل است.»
4/5. دور در عليت؛
ابن تيميه همچون حكما و متكلمان اماميه، دور قبلى را باطل مىداند؛ يعنى شىء