131بازگشت، گويا هيچ ناراحتىا ى نداشته است.»
هيچ ترديدى در صحت سند اين حديث وجود ندارد و تا كنون هيچ كس در صحت آن شك نكرده است. حتى شيخ الرفاعى، وهابى معاصر كه همواره در پى تضعيف احاديث مربوط به توسل است، به صحت اين حديث اقرار دارد. او مىگويد: «بدون شك اين حديث صحيح و مشهور است.» 1
روايتى را كه احمد بن حنبل 2، ابن ماجه 3، ترمذى 4، نسائى، بيهقى، طبرانى و حاكم نيشابورى 5نقل كرده باشند، چگونه مىتواند از نظر آنان صحيح و مشهور نباشد؟ !
اما معناى حديث كاملاً واضح است. اگر اين حديث را به كسى نشان دهيم كه به زبان عربى تسلط دارد، از انديشها ى پاك و روشن برخوردار است و از مجادلات و شبهات وهابيان به دور است، سپس از او بپرسيم: پيامبرص با ياد دادن اين دعا به مرد نابينا، به او چه دستورى داد؟ حتماً خواهد گفت: پيامبرص به او آموخت كه بگويد: «يَا مُحَمَّدُ إِنِّي أَتَوَجَّهُ بِكَ إِلَى رَبِّي» آيا اين دعا مصداق درخواست از انسانهاى صالح و صدا كردن آنان در هنگام سختى نيست؟ اگر اين كار شرك است، پس چگونه پيام آور توحيد، به امت خود مىآموزد تا در هنگام سختى به ايشان توسل كنند؟ !
عجيبتر اينكه عثمان بن حنيف اين دعا را به شخص ديگرى نيز ياد داد. آن شخص مدتى بود كه در طلب حاجتى نزد عثمان بن عفان مىرفت اما عثمان به او توجهى نمىكرد و حاجت او را برآورده نمىساخت. اما هنگامى كه ابن حنيف اين دعا را به آن مرد آموخت و مرد به آن عمل كرد، حاجتش برآورده شد. 6
معناى عبارت: «الدعاء مخ العبادة»
برخي از وهابيان با دروغ و فريب در پى تشويش افكار عمومى هستند. آن ها مىگويند كه واژۀ «دعا» مرادف واژۀ «عبادت» است. استدلال آنان نيز اين حديث از پيامبرص؛ يعنى «الدعاء مخ العبادة» است. آن ها مىگويند توسل به انسان صالح و درخواست از او به هر معنايى كه باشد، عبادت است.
اين سخن از مغالطههاى آشكار آنان است؛ زيرا دعا گاهى به معناى عبادت به كار رفته و گاهى نيز به معناى درخواست و طلب. به عنوان مثال مؤمن آل فرعون 7قوم خود را مورد خطاب قرار داده و مىگويد:
وَ يَا قَوْمِ مَا لِي أَدْعُوكُمْ إِلَى النَّجَاةِ وَ تَدْعُونَنِي إِلَى النَّارِ.
8
«اى قوم من! چرا من شما را به سوى نجات دعوت مىكنم، امّا شما مرا به سوى آتش فرا مىخوانيد؟ !»
خداوند متعال نيز از قول پيامبرص مىفرمايد:
إِذْ تُصْعِدُونَ وَ لاَ تَلْوُونَ عَلَى أَحَدٍ وَ الرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ فِي أُخْرَاكُمْ.
9