101كعبه است. ميانۀ راه كلان است [كه] راه بازار مكه است. در اطراف اين راه، اهل شوق نشستهاند. حاجيان در ميان همين راه سعى مىكنند.
بعده، بدان كه مسجد الحرام مربع و متساوى الاضلاع است؛ يعنى چهار كنج وى برابر است. باب ابراهيم طرف غربى مكه است. باب مقابل وى به طرف شرقى مكه، از باب نبى تا باب ابراهيم صد قدم مىآيد. باب صفا طرف جنوبى مكه است.
سى و نه باب دارد؛ بيست و يك باب وى بزرگ است و ديگرِ وى خُرد. هفت مناره دارد و از مكه تا كوه ثور مقدار يك و نيم فرسنگ است. در جبل ثور غار حِرا است [؟ پيداست كه خطاست] و در آنجا قدم مبارك حضرت رسول الله رسيده است با همراهى ابوبكر - ض - چنانكه كريمۀ إِذْ يقُولُ لِصاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إِنَّ اللهَ مَعَنا فى سورۀ الاعراف [آيۀ 40]، بر آن ناطق است. اينجا نيز محل اجابت دعا است، اما محل احرام عمرۀ طرف شمالى مكه است. در بالاى راه مدينه است. وى را «تنعيم» مىنامند. در آنجا يك مسجدى است. او [را] عايشه - رض - بنا كردهاند. [بحث ساختن نبوده، عايشه در آنجا محرم شده است]. مسافت اوآن از مكه مقدار يك فرسنگ است. از اينجا احرام بسته، تلبيه گويان مىآيند به مكه داخل مىشوند. هفت نوبت شوط مىكنند با استلام حجر الأسود، بعد از آن ايضاً در مقام حضرت ابراهيم خليل الله دو ركعت نماز ادا مىكنند. بعد از آن، اركان عمره تمام مىشود.
بعد از آن، به جاى تولد حضرت رسول الله زيارتگاه است، وايضا جاى تولد حضرت فاطمه زهرا - رضى الله عنها - زيارتگاه است و حويلى [حوالى] ابوبكر - رض - جاى زيارتگاه است، گنبدى و علامتى دارد و مكان جاى حويلى عمر - رض - الحال مدرسه است. عالمان و عابدان در آنجا هستند. و جاى حويلى عثمان [11] - رض - نيز زيارتگاه است و جاى حويلى ابوجهل لعين در باب سلام، كنف خانه شافعيان است و جاى حويلى ابى لهب در طرف باب عمره كنف خانه مالكيان است.
در بالاى كوه ابوقبيس سه گوسفند را پخته، گرفته برده، مىخورند. اين كردار سنت است؛ چرا كه جناب حضرت رسول الله در بالاى كوه ابوقبيس كلۀ گوسفند را پخته خورده باشند [!]. از اين جهت سنّت است مر آفاقى را.
كعبه بيت الله را مىگويند. مكه شهر وى را مىگويند. مسجد الحرام محاوطه [محوطه] گرد كعبه را مىگويند. حِلّ گفته [كذا] اطراف مكه را مىگويند. منا و مزدلفه و عرفات و تنعيم اينها داخل هستند. الله تعالى كعبه را بر مسجد الحرام مشتمل كرده است و مسجد الحرام را بر مكه مشتمل كرده است و مكه را بر حَلّ مشتمل كرده؛ مثل پوست پياز با هم پيچيده است. اشارت بهسوى اكرام كعبه است؛