82
به بوى آنكه شبى درحرم بياسايند
هزار باديه سهل است اگر بپيمايند
اسلام با آمدن اعراب مسلمان به ايران فتح شد و پس از آمدن آنان، اسلامى شدن ايران از دو جهت آغازيدن گرفت. نخست با حمايت حكومت كه در پى مسلمان كردن مردم بود و ديگرى سكونت اعراب در نواحى مختلف از شهر و روستا ها كه در غالب آن ها، به خصوص قرايى كه نزديك شهر ها بود سكونت گزيدند. اينان با حمايت حكومت براى خود مسجد ساختند و به تدريج در كنار آنان، ساكنان بومى نيز با اسلام آشنا شدند. اين آشنايى نخست با خواندن قرآن و برگزارى نماز بود، اما به تدريج با حديث نبوى و كم كم فتوا و فقه آشنا شدند. بحث زكات نيز كه مربوط به حكومت بود، آنان را با بخش ديگرى از دين آشنا كرد. به تدريج در دل ايران، در ميان ساكنان بومى و مهاجر، اسلام جاى خود را باز كرد. بدون شك، اين روند، با نوعى تقابل - تعامل با آيين زرتشتى قرار داشت و تحت تأثير فرهنگ بومى ايرانى، با مقابله يا معامله، راه براى شكل گيرى افكار وانديشه هاى جديد فراهم مى گشت. در بارۀ خود اسلام هم، اختلافات مذهبى پديد آمده در عراق، كم كم به ايران كشيده شد و مانند همان گرايش ها در نواحى ايران نيز پديد آمد، اما پس از چندى، شايد از قرن دوم به بعد، به تدريج خود سرزمين ايران با زايش هاى فكرى - مذهبى نقش مؤثر در شكل دهى به فرقه هاى بعدى داشت. هر چه بود فرهنگ اسلامى در ايران شكل گرفت.
يكى از اركان اين اسلام، رفتن به حج بود كه طبقات مختلف مردم، به خصوص افراد فرهيخته كه صاحب