98اما آيا استدلال به خود قرآن، بر اينكه كلام خداست نه كلام بشر؛ خواه شخص پيامبر آن را گفته باشد يا از ديگرى آموخته باشد، با اين آيه اثبات مى شود؟ بحث ديگرى است.
اما قرآن كريم براى استدلال به كلام الله بودنش به آيه زير استناد جسته كه مى فرمايد:
وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فيهِ اخْتِلافاً كَثيرا ؛ 1«اگر قرآن از سوى كسى غير از خدا بود، در آن اختلاف فراوان مى يافتى.»
قرآن مبدأ و منتهاى انسان را خداى يگانه مى داند و او را به عبادت خداى يكتا مى خواند اين وحدت مبدأ و غايت و وحدت خالق، ربّ، مالك و رازق دلالت بر يكپارچه بودن كلام و منشأ واحد داشتن آن مى كند. اما اين يك استدلال عقلى است كه با تدبر در قرآن حاصل مى شود.
ج. سلامت قرآن از تحريف؛ يكى ديگر از دلايل حجيت قرآن، سلامت قرآن از تحريف است. به اين معنا كه قرآن موجود در دست مسلمانان، همان است كه از سوى خداى سبحان بر پيامبر نازل شده و توسط پيامبر گرامى بر مردم تلاوت گرديد و اصحاب آن را در سينه سپرده و كاتبان وحى مكتوب كردند و محفوظ داشتند؛ 2همچنانكه خداوند سبحان فرمود: إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُون
.
3
اما در جمعآورى قرآن، به اين معنا كه براى اول بار آيا در زمان پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم صورت گرفته يا بعد از آن حضرت و يا اينكه چند بار جمعآورى شده، اختلاف نظر وجود دارد؛ برخى مانند حاكم نيشابورى معتقدند قرآن در سه نوبت جمعآورى شد. 4برخى ديگر مانند سيوطى بر اين باورند در زمان خليفۀ اول و برخى معتقدند قرآن موجود در دست مسلمانان در زمان خليفۀ سوم يكجا جمع گرديد. 5به هرحال، اين ها مباحثى است كه در علوم قرآنى بحث مى شود و آنچه در بحث ما مهم است اينكه سلفيه همچون اماميه 6در سلامت قرآن از زيادت و نقصان اتفاق نظر دارند. 7
د. عصمت پيامبر؛ يكى ديگر از دليلهاى حجيت قرآن، عصمت پيامبر است؛ برخى از محققان دليل حجيت قرآن را عصمت پيامبر مى دانند، چنانكه محمد اسماعيل شربينى مى نويسد:
«العصمة سبيل حجيّة القرآن الكريم، والسّنة النبوية المطهرة» وى در توضيح اين مطلب مى نويسد:
عصمت حضرت رسول صلى الله عليه وآله وسلم در تبليغ، بيانگر حجيت هرآن چيزى است كه از جانب خداى