105خجلت زده مىشد [ص 411]
در راه بحث شكار خرگوش مىشود. منازعه ميان شيعه و سنى در مىگيرد. شيعيان آن را حرام مىدانند اما عامۀ اهل سنت به خصوص وهابىها كه در نجد هستند فقط گوشت خوك را حرام مىدانند. اين در حالى است كه شيعيان هم مثل يهود فهرستى از محرمات دارند و خرگوش هم داخل آنهاست. شيعيان كه البته دشمن بنى اسرائيل و يهود و اهل سنت هستند، مىگويند كه اينها را بر اساس آنچه امامان آنها كه براى شان خيلى مقدس هستند، براى آنان گفتهاند، به آنها باور دارند. وى سپس مىنويسد:
مذهب شيعه درحال حاضر برخى از حرفهاى سبك دارد 1ودر كنار آنهم حقايق پيشرفته وزيركانهاى دارد كه آن بخش اول، بخش دوم را با پوستهاى از نادانى هاى ايرانى پوشانده است. [ص413].
در مسير، از قراى كوچك زيادى عبور مىكنند تا آنكه به شهر حريملاء مىرسند؛ جايى كه مسقط الرأس محمدبن عبدالوهاب است، مؤسس مذهبى كه در حال حاضر نيمى از جزيرة العرب به آن باور دارند. [ص 415] در اينجا به طور مفصل در بارۀ محمد بن عبدالوهاب و آموزههاى دينى و توحيدى وى بحث كرده و در نهايت از فعاليت سياسى او، اتحادش با سعود و تلاشهاى سعود براى