79
دوم:
كسيكه بهخاطر ناچارى، بعضى از محرّمات احرام را انجام مىدهد، اگرچه از نظر تكليفى اين كار براى او جايز است و گناهى مرتكب نشده ليكن در بعضى از موارد بايد كفاره دهد، كفاره براى جبران آن عملى است كه از دست او رفته است، نه براى ارتكاب به گناه و معصيت؛ مانند كسى كه مواد خوراكى گرم خورده، براى رفع گرمى لازم است مواد خوراكى خنك بخورد.
سوم:
از روايات استفاده مىشود كه آب زمزم شفاى هر دردى است كه به نيت رفع و بهبود آن مينوشد. پيامبرخدا (ص) فرمود:
«مَاءُ زَمْزَمَ دَوَاءٌ مِمَّا شُرِبَ لَهُ» و در روايت ديگر امام صادق (ع) فرمود:
«مَاءُ زَمْزَمَ شِفَاءٌ مِنْ كُلِّ دَاءٍ» ؛ «آب زمزم دواى هر دردى است.» 1از چيزهايى كه توجه به آن ضرورت دارد، خاصيتى است كه خداوند در اين آب قرار داده است. آب زمزم همانند تربت سيدالشهدا، شفا براى امراض است. مواظب باشيم پرداختن به پزشكى تجربى، موجب غفلت از اين خاصيت نباشد كه خداوند در آن آب قرار داده است. عمل به دستورات پزشكى، بهجاى خود و استفاده از اين آب شفا بخش هم بهجاى خود.