89شش مجموعۀ شعر او عبارتاند از: عبور، در سايهسار نخل ولايت، سرود رگبار، در فصل مردن سرخ، خطّ خون و چمن لاله.
موسوى گرمارودى شعر مستقلى در مورد حج نسروده ولى در ميان اشعارش به حج و خانۀ خدا اشارههايى دارد. شعر «خاستگاه نور» از مجموعۀ «عبور» او در قالب نيمايى سروده شده و به مناسبت آغاز پانزدهمين قرن بعثت پيامبرخدا (ص) به عنوان بهترين شعر نو برگزيده شده است؛ شعرى كه به دليل برنده شدن در اين مسابقه، موجب شد تا نام على موسوى گرمارودى، در كنار يكى دو تن ديگر از شاعران معاصر به عنوان شاعر نوپرداز مذهبى مطرح گردد:
غروبى سخت دلگير است
و من نشستهام اينجا، كنار غار پرت و ساكتى، تنها
كه مى گويند: روزى، روزگارى، مهبط وحى خدا بوده است
و نام آن حِرا بوده است
و اينجا سرزمين كعبه و بطحاست
و روز، از روزهاى حج پاك ما مسلمانهاست.
. . . .
در قسمتى از اين شعر به توصيف پيامبر (ص) مىپردازد:
همانست، اوست:
يتيم مكّه، چوپان جوانى از بنى هاشم
و بازرگان راه مكّه و شامات
امين، آن راستين، آن پاكدل، آن مرد
و شوى برترين بانو: خديجه
نيز، آن كس كو سخن جز حق نمىگويد
و غير از حق نمىجويد
و بتها را ستايشگر نمىباشد
و اينك، اين همان مرد ابر مرد است
و محمد اوست
و. . .